متن کامل گزارش نهایی کمیسیون ویژه برجام

:: متن کامل گزارش نهایی کمیسیون ویژه برجام
 


متن کامل گزارش نهایی کمیسیون ویژه برجام برای ارائه به صحن علنی مجلس به شرح ذیل است:
در اجرای ماده (۴۴) آیین‌نامه داخلی گزارش کمیسیون ویژه بررسی برجام، نتایج و پیامدهای آن که با حضور اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده، کارشناسان، حقوقدانان و صاحب‌نظران در جلسات متعدد مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً در جلسه روز شنبه مورخ ۱۱/۷/۱۳۹۴ به‌تصویب رسیده است، جهت قرائت در صحن علنی مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌گردد.

رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام، نتایج و پیامدهای آن
علیرضا زاکانی


بسم الله الرحمن الرحیم

الف) مقدمه و نکات کلی گزارش

۱. «کمیسیون ویژه بررسی برجام، نتایج و پیامدهای آن» در مجلس شورای اسلامی، با استعانت از خداوند سبحان، توسل به اهل بیت معصومین (علیهم‌السلام) و در عمل به رهنمود رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) مبنی بر دقت نظر در بررسی نتایج مذاکرات و با توجه به مسؤولیت قانونی خود در نمایندگی از مردم شریف ایران اسلامی، طی بیش از ۴۰ روز با برگزاری جلسات متعدد با تیم‌های مذاکره‌کننده هسته‌ای، مقامهای مسؤول عالی‌رتبه کشوری و لشگری، استادان دانشگاه و کارشناسان مختلف، به بررسی متن نهائی‌شده مذاکرات تحت عنوان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) میان ایران و گروه ۱+۵ و قطعنامه ۲۲۳۱ پرداخت.

این کمیسیون توفیق یافت ۱۷۰ ساعت جلسه کاری داشته باشد که ۵۶ ساعت آن با مسؤولان تیم مذاکره‌کننده وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی، تأییدکنندگان و نقادان مرتبط و متخصصین و اندیشمندان کشور و ۵۰ ساعت نشست اعضای کمیسیون و ۹ ساعت جلسات هیأت رئیسه بود؛ ۱۵ جلسه کمیته‌های تخصصی خود را به میزان ۳۲ ساعت با وقت‌گذاری مناسب برای جلسات متعدد با کارشناسان و متخصصین امر و بررسی اسناد و نتایج آنها تشکیل دهد؛ ۲۳ ساعت بازدید میدانی از سایتهای غنی‌سازی شهید علی‌محمدی در فردو و شهید احمدی روشن در نطنز و راکتور تحقیقاتی و کارخانه تولید آب سنگین اراک داشته باشد و جلسات کارشناسی با عزیزان فعال و مسؤولان آنها در کنار بررسی کارهای انجام‌شده توسط سایر مجموعه‌های مسؤول و تخصصی در کشور برگزار نماید و با دقت در گزارش‌های ایشان نتایج ذیل را صرفاً بر مبنای مصالح انقلاب و منافع ملی تقدیم رهبر فرزانه و اندیشمندمان حضرت امام خامنه‌ای (دامت برکاته) و ملت رشید و آگاه ایران اسلامی نماید تا اندکی از نعمت عظیم به امانت گذاشته‌شده نزد نمایندگان مجلس شورای اسلامی ـ که با تلاش و مجاهدت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) و شهیدان انقلاب به دست آمده ـ را پاس دارد و با ارائه گزارشی مختصر و متقن، زمینه آگاهی بخشی، اعلام نظر و تقنین نمایندگان محترم را در این باره فراهم آورد و ان‌شاءالله بکوشد تا در اسرع وقت گزارش تفصیلی خویش را با اسناد پیوست تقدیم مسؤولان، نخبگان و آحاد مردم شریف ایران نماید.

۲. تلاش کمیسیون در این مدت بر این بوده است که درکی دقیق از متن فراهم شده به دست‌آورد، بی‌طرفانه، دقیق و همه‌جانبه به بررسی آن بپردازد، دیدگاههای موافق و مخالف را بشنود، اسناد و اظهارات مرتبط را بررسی کند و در نهایت به یک داوری کلان و قابل اتکا از برجام دست یابد.

۳. اصول حاکم بر بررسی کمیسیون برگرفته از نقش مجلس شورای اسلامی در قانون اساسی و دیدگاهها و رهنمودهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و خلف صالح او و مبتنی بر یک نگاه همه‌جانبه نسبت به آن بوده است.

کمیسیون بر این باور بوده است که پایه استراتژی نظام اسلامی در مدیریت فرآیند مذاکرات، تثبیت کامل حقوق هسته‌ای ایران طبق مقررات بین‌المللی به‌ویژه حق غنی‌سازی صنعتی و حفظ چرخه تحقیق و توسعه هسته‌ای همزمان با رفع کامل و پایدار همه تحریم‌ها و محدودیت‌های غیرقانونی اعمال‌شده علیه ملت ایران در پرونده هسته‌ای بوده است. این دو اصل، معیار اصلی کمیسیون برای داوری درباره متن برجام بوده است.

۴. کمیسیون برجام در طول فرآیند بررسی خود اصل را بر آن گذاشته است که تیم مذاکره‌کننده ـ که از اعتماد رهبر معظم انقلاب اسلامی و پشتیبانی ملت برخوردار بوده است ـ در طول دو سال گذشته تمام ظرفیت ممکن خود را برای تدوین یک استراتژی مناسب برای صیانت از منافع ملی انجام داده و مذاکرات را تحت اشراف مقامهای عالی کشور بر این اساس پیش برده است.

کمیسیون عقیده دارد خروجی این فرآیند، دارای نقاط قوت و ضعف مهمی است و متضمن فرصتها و تهدیدهایی برای آینده انقلاب و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است.

کمیسیون تلاش کرده است این موارد را به‌دقت شناسایی کرده، ضمن تثبیت قوتها و بهره‌گیری از فرصتهای پیش‌رو، برای نقاط ضعف و زمینه‌های تهدید آن چاره‌جویی کند و لذا از این منظر کمیسیون خود را در طول و مکمل مجاهدت و تلاش تیم مذاکره‌کننده، مقوم دستاوردها و مصحح اشکالات متن و نتایج و پیامدهای آن می‌داند و بر خود لازم می‌داند - فارغ از هر نتیجه منبعث از این گزارش- قریب دو سال فعالیت مجدانه تیم مذاکره‌کننده را مورد قدردانی خویش قرار دهد.

۵. کمیسیون در طول فرآیند بررسی خود، بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا و اعتماد به مسؤولان کشور به‌ویژه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای را مهمترین اصل راهنمای خویش قرار داده است.

لذا کمیسیون ابتدا در مواردی که متن برجام و قطعنامه و سایر اسناد موجود از صراحت و شفافیت کافی برخوردار است، متن را مبنای گزارش خود قرار داده است و در موارد ابهام یا در مواردی که متن برجام دارای مشکل به نظر می‌رسیده، اظهارات رسمی مقامات کشور را مبنا قرار داده است.

جمع‌بندی کلی کمیسیون آن است که مجموعه نقاط ضعف برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، محصول تلاش آمریکا برای تبدیل کردن برجام به ابزاری برای مهار راهبردی ایران و همچنین ایجاد زیرساختی برای نفوذ در کشور به بهانه فضای پسابرجام بوده است.

بنابراین کمیسیون به همین دلیل، مواضع رسمی مقامها و کارشناسان آمریکایی مرتبط با موضوع را از زمان جمع‌بندی مذاکرات تاکنون- خصوصاً در دو ماه گذشته- به‌طور مستمر و جدی رصد و ارزیابی نموده است، لذا در صورت هرگونه تهدید نسبت به منافع جمهوری اسلامی ایران در قالب برجام، حق مجلس شورای اسلامی را برای اتخاذ تصمیمات مقتضی محفوظ می‌داند.

۶. کمیسیون ویژه برجام معتقد است که یک مأموریت کم‌نظیر تاریخی برعهده دارد؛ چرا که ارزیابی سندی را برعهده گرفته است که یکی از منازعات تاریخی ایران اسلامی در حوزه امنیت ملی (پرونده هسته‌ای) را با اصلی‌ترین دشمن آن یعنی آمریکا تعیین تکلیف می‌کند، به همین دلیل کمیسیون تلاش کرده است علاوه بر فهم دقیق ابعاد مختلف برجام با کوشش برای کاهش تهدیدات آن، روشی مناسب برای پاسخ‌دهی به تاریخ و نسلهای آینده کشور که قاعدتاً درباره این توافق پرسش‌هایی مهم مطرح خواهند کرد، فراهم آورد.

۷. کمیسیون سعی نمود با دقت در سیاست‌های کلی و خطوط قرمز نظام اسلامی پیرامون مذاکرات و نتایج اولیه صورت‌گرفته و با مرور الزامات مرتبط قانونی در این خصوص بررسی خویش را انجام دهد و به منظور ارائه گزارشی دقیق از رخداد مدنظر و نتایج آن، متن اسناد موجود را ـ که تنها «برجام» و «قطعنامه ۲۲۳۱» از مجموع اسناد مطرح‌شده پیرامون پرونده هسته‌ای به کمیسیون واصل شد ـ ملاک قرار داده و با بهره‌گیری از خرد جمعی به استنتاج مسائل پرداخت و در مواقف دارای ابهام یا مورد ادعای دشمن، تفسیر تیم مذاکره‌کننده و اسناد ارسالی از سوی ایشان را مبنا قرار دهد.

به همین منظور ضمن درخواست اسناد مذاکرات، ۴۰ سؤال درباره ابهامات برای وزارت امورخارجه و ۲۰ سوال برای سازمان انرژی اتمی ارسال شد. لازم است از ارسال پاسخ به سؤالات خواسته‌شده توسط سازمان انرژی اتمی تشکر نموده و اعلام می‌دارد که تا لحظه تنظیم این گزارش اسناد و پاسخ به سؤالات درخواستی از وزارت امور خارجه ـ علی‌رغم مکاتبات مکرر ـ به کمیسیون واصل نشده است.

۸. کمیسیون با حسن استفاده از فرصت حضور مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آقای یوکیا آمانو در ایران از دولت محترم درخواست کرد زمینه حضور ایشان را در جلسه کمیسیون فراهم آورد که همین جا از مساعدت وزارت امورخارجه قدردانی می‌نماید که زمینه‌ساز بیان رودرروی بخش کوچکی از ظلم روا داشته‌شده در حق مردم شریف ایران اسلامی و بیان مطالبات بحق مردم ستمدیده جهان به‌ویژه ایران عزیز توسط موکلان ملت از مدیرکل آژانس شد و نمایندگان مردم توانستند مسؤولیت خطیر این نهاد بین‌المللی را به بالاترین مقام آن یادآور شده، بی‌اعتمادی و اعتراض خود را نسبت به رفتارها و اقدامات آژانس در ۱۲ سال گذشته بیان دارند و با او اتمام حجت کنند. در پایان جلسه، علاوه بر بیان خط قرمز مهم کمیسیون درباره مسائل دفاعی و امنیتی و لزوم حفظ عزت بالای ایران اسلامی، پنج خواسته مهم کمیسیون از آژانس به شرح ذیل بیان شد:

۱-۸. برخورد غیرسیاسی، فنی و شفاف آژانس با مسأله هسته‌ای ایران

۲-۸. حفظ اطلاعات هسته‌ای محرمانه ایران

۳-۸. کمک به توسعه فناوری هسته‌ای ایران

۴-۸. تسهیل تحقیق و توسعه دانش هسته‌ای در ایران

۵-۸. لزوم تلاش بیشتر آژانس در جهت خلع سلاح هسته‌ای جهانی و آغاز آن از منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا

در نتیجه این جلسه مدیرکل آژانس به کمیسیون اطمینان داد که اولاً پرونده مسائل باقیمانده از گذشته در پرونده هسته‌ای ایران (pmd) را تا پایان سال جاری میلادی مختومه نماید؛‌ ثانیاً از انتشار هرگونه اطلاعات محرمانه فنی و نیروی انسانی کشور در حوزه هسته‌ای خودداری کند و ثالثاً پرونده هسته‌ای ایران را تنها بر مبنای فنی بررسی نموده، از دخالت دادن نگاههای سیاسی در آن پرهیز نماید.

ب) بررسی جنبه حقوقی برجام
۱. کمیسیون معتقد است ـ صرف‌نظر از بحثهای حقوقی مبنی بر اینکه برجام توافقی حقوقی است یا سیاسی ـ در متن برجام و ضمیمه‌های آن تعهداتی برای طرفین ذکر گردیده به نحوی‌که تعهدات طرف ایرانی روشن و صریح بوده،‌ اقدامات اجرائی آن نیز توسط آژانس بین‌المللی انرژی راستی‌آزمایی می‌گردد اما تعهدات سایر طرفها با توجه به احکام پیچیده مندرج در آن دچار آسیبهای جدی است.

بدیهی است در صورت عدم اجرای تعهدات توسط سایر طرفها، جمهوری اسلامی ایران حق هرگونه تصمیم‌گیری در جهت منافع ملی کشور را برای خود محفوظ می‌دارد.

درباره قطعنامه ۲۲۳۱ نیز ـ که ظاهراً تنها پشتوانه حقوقی قابل ذکر برای برجام است ـ دولت جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرده است به برخی بخشهای آن از جمله در موضوعات دفاعی و امنیتی پای‌بند نخواهد ماند و این اعلام در اسناد سازمان ملل نیز ثبت گردیده است.

کمیسیون در مجموع، برجام را یک توافق سیاسی میان دولت جمهوری اسلامی ایران و سایر طرفهای مذاکره (کشورهای ۱+۵ و اتحادیه اروپا) دانسته و بر این باور است که دولت محترم باید زیرساختهای هسته‌ای و دستاوردهای آن را با تمام تمهیدات لازم، مورد مراقبت جدی قرار داده تا در صورت نقض عهد از سوی طرف مقابل، تصمیمات مقتضی مبنی بر منافع ملی اتخاذ نماید.

۲. کمیسیون در مجموع به این جمع‌بندی رسیده است که نظر دولت محترم درباره غیر قابل اصلاح و تفسیر بودن متن برجام و ضرورت پذیرش یا رد آن در قالب فرمول همه یا هیچ، برای مجلس لازم‌الاتباع نیست و روشهایی برای مشروط‌سازی و ارائه تفسیر مختار از آن وجود دارد.

۳. کمیسیون برجام، صدور قطعنامه ۲۲۳۱ را قبل از تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی و یا حداقل رفع موانع قانونی آن در خصوص قبول داوطلبانه پروتکل الحاقی به عنوان یک نقطه ضعف جدی در مسیر مذاکرات هسته‌ای ۲ سال گذشته ارزیابی کرده است.

دولت اعلام کرده است که به برخی از بخشهای کلیدی این قطعنامه که متزلزل‌کننده حوزه‌های دفاعی و امنیتی است، پای‌بند نخواهد بود که کمیسیون از آن حمایت می‌کند.

البته این امر چیزی از بار حقوقی الزامات این قطعنامه برای کشور کم نمی‌کند. گرچه دولت اعلام کرده است که مطابق توافق انجام‌شده با ۱+۵ نقض قطعنامه شورای امنیت به معنای نقض توافق هسته‌ای نخواهد بود، کمیسیون اطمینان نیافت که نقض قطعنامه تبعات جدی دیگری ـ به جز آسیب زدن به برجام ـ برای کشور نخواهد داشت.

۴. کمیسیون این موضوع را که برجام به مدت ۱۵ سال ـ و در برخی موارد بدون هرگونه سقف زمانی ـ جایگزین NPT برای ایران شده و عملاً ایران را از این معاهده استثناء کرده است، به عنوان یک نقطه ضعف جدی برای این توافق در نظر می‌گیرد. این سند در بازه زمانی بسیار طولانی برخی از مهمترین حقوق ملت ایران را محدود کرده و تکالیفی بیش از دیگر اعضای معاهده عدم اشاعه برای آن در نظر می‌گیرد.

از نظر کمیسیون ـ چنانکه در پیشنهادات این گزارش به صحن مجلس نیز ذکر خواهد شد ـ هیچ چیز در این توافق نمی‌تواند به گونه‌ای تفسیر شود که محروم‌کننده ایران از حقوقش طبق معاهده NPT باشد. همچنین تکالیف اضافی معین‌شده در این توافق برای ایران صرفاً تا زمانی معتبر خواهد بود که ایران ضمانت‌هایی کافی در اختیار داشته باشد که این تکالیف منجر به سوءاستفاده کشورهای اروپایی و آمریکا نشده است.

۵. کمیسیون درج یک برنامه غنی‌سازی محدود صنعتی با استفاده از ۵۰۶۰ سانتریفیوژ نسل یک تا سطح ۶۷/۳ درصد در متن برجام را به معنای تأکید بر حق قانونی خدشه‌ناپذیر ایران برای غنی‌سازی هسته‌ای می‌داند اما در مجموعه بررسی‌ها بیان می‌دارد که صحیح این بود که فراتر از بیان این حق صرفاً از منظر ایران در دیباچه برجام مبنی بر اینکه «ایران یک برنامه هسته‌ای بومی و منحصراً صلح‌آمیز از جمله فعالیت‌های غنی‌سازی برای حصول به یک برنامه تجاری همسو با هنجارهای عدم اشاعه بین‌المللی را با تکاملی تدریجی و سرعتی معقول دنبال نماید» پیگیری می‌شد تا عبارتی صریح‌تر در برجام برای به رسمیت شناخته‌شدن حق غنی‌سازی صنعتی ایران از بیان طرفهای مذاکره‌کننده هم درج شود.

۶. در حالی که قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۴ اجرای همه اقدامات داوطلبانه از جمله پروتکل الحاقی توسط دولت را ممنوع می‌کند و بند دوم قانون «الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران» مصوب تیرماه ۱۳۹۴ نیز منحصراً نظارت‌های ذیل پادمان (NPT) را مجاز دانسته و هرگونه نظارتی فراتر از آن را ممنوع دانسته است، دولت در برجام متعهد شده است که پروتکل را از روز اجرای توافق به نحو داوطلبانه اجراء نماید.

کمیسیون این تعهد را که فراتر از اختیارات دولت و تیم مذاکره‌کننده دانسته، گام نهادن در خارج از حدود مجاز قانونی و به عنوان یک جنبه منفی در توافق در نظر گرفته و اعلام می‌دارد تا زمان عدم صدور مجوز جدیدی از سوی مجلس یا لغو قوانین فوق‌الذکر امکان اجرای این بخش از برجام منتفی است.

۷. کمیسیون پس از بررسی دقیق نظرات منتقدان و پاسخهای تیم مذاکره‌کننده به این نتیجه رسیده است که مکانیسم‌های داوری مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ و بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام به‌طور کاملاً واضح و عامدانه بر ضد ایران تنظیم شده و این مکانیسم‌ها عملاً برای ایران غیرقابل مراجعه است.

جمع‌بندی کمیسیون این است که ایران در هیچ مراجعه‌ای به این مکانیسم‌ها برنده نخواهد بود و بنابراین عملاً نمی‌تواند به هیچ نقض کلی یا جزئی از سوی ۱+۵ به نحوی واکنش نشان بدهد که منجر به بر هم خوردن توافق نشود.

۸. کمیسیون پس از استماع نظرات مختلف درباره جایگاه قطعنامه ۲۲۳۱ طبق منشور ملل متحد، در مجموع ارزیابی کرده است که قرار گرفتن کل این قطعنامه ذیل ماده ۲۵ منشور ملل متحد و لحن ملایم‌تر آن نسبت به قطعنامه‌های پیشین شامل قطعنامه ۱۹۲۹، یک امر مثبت تلقی می‌شود. ولی از آنجا که محدودیت‌های اصلی قطعنامه ۲۲۳۱ عیناً مثل قطعنامه ۱۹۲۹ ذیل ماده ۴۱ منشور ملل متحد اعمال شده و با یادآوری اینکه نه در قطعنامه ۲۲۳۱ و نه در قطعنامه ۱۹۲۹ و یا هیچ‌یک از قطعنامه‌های پیشین عبارات «نقض صلح و امنیت بین‌الملل» و یا «تهدید صلح و امنیت بین‌الملل» برای ایران به کار برده نشده، لذا از این حیث هیچگاه ایران ذیل فصل ۷ نبوده است.

۹. بررسی‌های کمیسیون مشخص نمود که بیان لغو شش قطعنامه قبلی شورای امنیت در بند ۷ و ۸ قطعنامه ۲۲۳۱ از نقاط خوب نتایج مذاکرات و این قطعنامه است؛ با توجه به بند ۱۲ این قطعنامه و امکان بازگشت‌پذیری همه قطعنامه‌های قبلی با هر بهانه‌ای، کمیسیون آن لغو را نه لغو کامل که «لغو مشروط» یا «تعلیق قطعنامه‌های گذشته» استنباط می‌کند.

علاوه بر این، توافق برجام هیچ‌گونه ضمانت اجرائی حقوقی و قانونی به جز قطعنامه غیرالزام‌آور ۲۲۳۱ شورای امنیت ندارد و هر یک از اطراف توافق در هر زمان که اراده کند می‌تواند اجرای آن را متوقف ساخته و تحریم‌ها علیه ایران را بازگرداند.

لذا با توجه به اقدامات اساسی ایران در تغییر و تحدید صنعت و برنامه هسته‌ای، این معادله از نظر بازگشت‌پذیری و حقوقی برای ایران مخاطره‌آمیز ارزیابی می‌شود.

۱۰. کمیسیون دریافته است که علاوه بر ضعف در تعهدات طرف مقابل، خارج از اراده آمریکا و سایر طرفها هیچ مرجعی در برجام برای راستی‌آزمایی انجام تعهدات طرفهای مذاکره در نظر گرفته نشده است ولی برای انجام انواع تعهدات ایران آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که پیشینه بسیار نامطلوبی در امانت‌داری و انجام وظیفه فنی و قانونی خود داشته به عنوان مرجع راستی‌آزمایی تعیین شده است و همین مقدار از تعهدات کشورهای آمریکا و اروپا در تعلیق و لغو تحریم‌های ظالمانه ایشان و یا انجام دیگر وظایفشان منوط به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شده است.

۱۱. گرچه برجام به عنوان بخشی از قطعنامه آورده شده است، در ذیل بخش تحریم‌ها در برجام ذکر شده است که «مفاد قطعنامه به منزله این برجام نیست» و لذا مقصود از صدور قطعنامه لغو قطعنامه‌های قبلی بوده است و برای جلوگیری از تکرار برجام را ضمیمه کرده است و با عبارت صریحی که در ذیل تحریم‌ها در برجام آمده است حیثیت حقوقی برجام را از قطعنامه جدا کرده است، لذا استدلال تیم مذاکره‌کننده درباره ابهامات موجود پیرامون نسبت برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ و تأثیر نقض مجزای هر یک بر دیگری، مبنی بر اینکه لغو برجام به‌عنوان ضمیمه الف قطعنامه ۲۲۳۱، معادل نقض قطعنامه است ولی نقض قطعنامه و مشخصاً ضمیمه B آن نقض برجام نخواهد بود فارغ از تبعات منفی نقض قطعنامه، برای کمیسیون مورد قبول و مسموع بود و دولت محترم باید در مناسبات اجرائی برجام به این نکته توجه داشته باشد.

۱۲. کمیسیون معتقد است زمان پایان برجام علی‌القاعده می‌بایست در روز پایان قطعنامه یعنی ده سال بعد از روز اجراء در نظر گرفته می‌شد.

۱۳. کمیسیون اعتقاد دارد عدم تعریف شفاف از «عدم پایبندی اساسی» در بند ۳۶ ساز و کار حل و فصل اختلافات زمینه تفسیرهای نادرست، بهانه‌جویی و خسارات جبران‌ناپذیری را برای کشور فراهم می‌سازد.

ج) بررسی جنبه علمی، فنی و تحقیقاتی برجام

۱. استماع مجموعه نظرات و مطالعه مجموعه اسنادی که در اختیار کمیسیون قرار گرفته، کمیسیون را به این نتیجه رسانده است که برجام برنامه هسته‌ای ایران را بدون دورنمای روشن در آینده، در یک تعلیق حداقل ده‌ساله و از یک منظر بلندمدت فرو می‌برد.

از آنجا که کمیسیون سند «برنامه بلندمدت غنی‌سازی» میان ایران و ۱+۵ ـ مورد اشاره در برجام ـ را به علت در دست تدوین قرار داشتن و آماده نبودن مشاهده نکرده، متن برجام نیز از این حیث کاملاً مبهم است و در بند ۶۳ پیوست یک برجام تأکید بر ساخت ۲۰۰ سانتریفیوژ از نوع IR۶ و ۲۰۰ سانتریفیوژ از نوع IR۸ از پایان سال دهم شده و بدون ذکر زمان، تأکید بر تکرار همین میزان ساخت به‌طور سالانه دارد، کمیسیون نتوانست اطمینان لازم را در این باره به دست بیاورد که همه محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای به‌ویژه برنامه غنی‌سازی ایران پس از یک مدت معین برچیده خواهد شد.

همچنین با توجه به محدودیت‌های شدید اعمال شده در تحقیق و توسعه تا پایان سال دهم،‌ امکان اینکه بتوان در مدتی محدود از ۶۰۰۰ سو غنی‌سازی به ۱۹۰.۰۰۰ سو دست یافت دور از دسترس می‌نمایاند.

با این حال کمیسیون بیانات تیم محترم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشور در کمیسیون را مبنا قرار می‌دهد که از سال سیزدهم محدودیت‌ها در میزان تولید و از سال پانزدهم محدودیت‌ها در غنای بالاتر از ۶۷/۳ به هر میزان مورد نیاز استفاده صلح‌آمیز کشور برداشته شده و ایران می‌تواند با سرعت مناسب و برابر نیاز در ابعاد گوناگون صلح‌آمیز به هر میزان و در هر سطحی غنی‌سازی نماید به‌طوری‌که بنابر گزارش رسمی سازمان انرژی اتمی ایران خواهد توانست در پایان سال پانزدهم به توان غنی‌سازی حداقل ۱۹۰.۰۰۰ سو دست یابد.

۲. کمیسیون پس از مطالعه دقیق متن و استماع نظرات متعدد، متقاعد شده است که محدودسازی برنامه غنی‌سازی ایران در برجام مبتنی بر یک مفهوم مشکوک مورد ادعای آمریکا تحت عنوان افزایش زمان گریز هسته‌ای ایران بوده‌است. کمیسیون این‌گونه جمع‌بندی کرده‌است که این مفهوم به هیچ‌وجه مبنای مناسبی برای بنا نهادن یک توافق بلندمدت نبوده و منشأ برخی از موارد نگران‌کننده مندرج در متن نیز همین مبنا بوده است.

۳. با بررسی پیوست سوم برجام در ارتباط با همکاری‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، کمیسیون ارزیابی می‌کند که همکاری‌های مورد تأکید شامل سه بخش می‌باشد: بخش اول همکاری در زمینه برخی امور خدماتی است که در ایران این فعالیت‌ها به نحو احسن انجام می‌شود لذا ضمن استقبال از این‌گونه فعالیتها، در این باره تأکید می‌شود این بخش در داخل کشور نیز دست یافتنی است. بخش دوم همکاری‌هایی از قبیل کمک به تغییر ماهیت فردو به «مرکز تحقیقات هسته‌ای فیزیک و فناوری» بر پایه شتاب‌دهنده و تولید ایزوتوپ پایدار است که برابر استدلال ذکرشده در این گزارش در مبهم بودن و غیرمنطقی بودن آن و اظهارنظر صریح سازمان انرژی اتمی در مکاتبه با کمیسیون برجام در عدم تصمیم به انجام آن این قسمت نیز پیشنهاد و امتیاز ویژه‌ای نبوده و دلایلی بر منفی بودن آن نیز از منظر علمی و محاسبات دقیق موجود است. در بخش سوم همکاری‌های خوبی ذکر شده است که انجام آنها حتماً مطلوب و برای ایران حاوی دستاوردهای فنی، دانشی و خدماتی خواهد بود ولی با قید مقتضی بودن و لحاظ کردن قوانین ملی کشورهای طرف مذاکره و متناسب بودن در همه موارد و بدون تعیین تکلیف کردن آنها این همکاری‌های متقابل را در هاله‌ای از ابهام قرار داده و راه عدم انجام آن را برای کشورهای طرف ایران در برجام باز گذاشته است.

۴. کمیسیون این‌گونه جمع‌بندی می‌کند که در برجام در مجموع و تقریباً در همه موارد مرتبط با بخش فنی برنامه هسته‌ای ایران ـ به جز غنی‌سازی در ۵۰۶۰ دستگاه ماشین نسل اول ـ آنچه عملاً رخ خواهد داد نوعی کاهش ظرفیت موجود، ایجاد محدودیت مشخص در همه ابعاد از جمله تحقیق و توسعه و کند شدن رشد در مسیر تحقق برنامه صنعتی غنی‌سازی ایران و بالطبع منجر به از بین رفتن زنجیره تأمین و سازندگان قطعات در کشور حداقل برای ده سال خواهد بود.

۵. درباره راکتور آب سنگین اراک جمع‌بندی کمیسیون این است که اگرچه راکتور بازطراحی شده بنابه تعریف یک راکتور آب سنگین خواهد بود ولی مزایای راکتورهای آب سنگین در استفاده از اورانیم طبیعی ـ به‌عنوان سوخت طبیعی خام ـ را از دست خواهد داد؛ در عین حال کمیسیون به علت ملاحظات سیاسی و ایستادگی در برابر ادعاهای بی اساس مقامات آمریکایی حفظ ویژگی آب سنگین بودن این راکتور را علی‌رغم تحمیل هزینه بیشتر دستاورد خوب برجام برمی‌شمرد، علاوه بر اینکه با مدرن‌سازی و بالا رفتن شار نوترونی، افزایش توان راکتور برای تولید رادیوداروها و ارائه خدمات بیشتر به مردم از دستاوردهای آن تلقی می¬شود. آنچه اکنون قابل بیان است اینکه طرح فعلی راکتور اراک با اجرای برجام به بهانه ادعایی موهوم از سوی آمریکا به عنوان جلوگیری از استفاده نادرست و دستیابی به پلوتونیم برچیده شده و آینده‌ قابل پیش‌بینی برای احیاء نیز ندارد. همچنین کمیسیون تعهد درازمدت برای عدم ذخیره‌سازی آب سنگین در ایران ـ که بناست از کشور صادر شود ـ را نقطه منفی تلقی می‌کند و توجیه صادرات و فروش آب سنگین را به‌دلیل استراتژیک بودن این کالا برای کشور بلاوجه می‌داند. همچنین کمیسیون تعهد به اینکه ایران در آینده نیز اقدام به ساخت راکتور آب سنگین نخواهد کرد، ضعفی جدی و محدودیتی غیرقابل قبول می‌داند.
۶. درباره فردو کمیسیون حفظ این تأسیسات را در حالی‌که دو آبشار آن در حال گردش و چهار آبشار در حال انتظار است، نکته‌ای مثبت ارزیابی کرده و عقیده دارد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در این مورد تلاش شایسته‌ای به عمل آورده است. در عین حال، کمیسیون اعتقاد دارد که تخریب بنیان‌ها و زیرساخت یک سالن فردو با به کارگیری برخی از ماشین‌های آن جهت تولید ایزوتوپ‌های پایدار در صورت نقض عهد آمریکا و هم‌پیمانانش و تصمیم کشور برای غنی‌سازی فوری اورانیوم آن را غیرقابل استفاده خواهد کرد. همچنین از آنجا که تغییر ماهیت تأسیسات فردو ـ که یک مرکز غنی‌سازی غیرقابل تهدید از سوی دشمنان و ضمانت عدم تعرض به نطنز بوده ـ صرفاً به یک مرکز تحقیقاتی نادرست بوده و با توجه به هزینه فرصت ایجاد شده آن کمیسیون قانع نشده است که دقیقاً براساس کدام استدلال منطقی این کار انجام خواهد شد. البته در نامه رسمی سازمان انرژی اتمی به کمیسیون بر این امر تأکید شده است که هنوز تصمیم قطعی برای تأسیس مرکز پیشرفته فیزیک اتمی در فردو گرفته نشده است.

۷. درباره مسأله استراتژیک ذخایر اورانیم غنی‌شده ایران، کمیسیون تعیین تکلیف انجام‌گرفته در برجام را نقطه ضعفی جدی می‌داند. ایران در طول اجرای توافق صرفاً اجازه خواهد داشت از قریب به ۱۰ تن ذخایر موجودش حداکثر ۳۰۰ کیلوگرم اورانیم غنی‌شده را به شکل UF۶ حفظ کند. بنابر اظهارات متعدد کارشناسان فنی که به کمیسیون واصل شده است، این امر می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را از شتاب لازم بیندازد و ایران اسلامی را با بهانه‌جویی‌های آمریکا و هم‌پیمانانش از مهمترین سرمایه‌اش در توسعه این صنعت محروم نماید.

۸. کمیسیون پس از بررسی‌های فراوان و استماع نظرات مختلف به این جمع‌بندی رسید که براساس متن برجام، برنامه تحقیق و توسعه غنی‌سازی ایران ادامه خواهد یافت که امر مثبتی است اما از حیث نوع ماشین‌ها، گستره بکارگیری آنها و زمان‌بندی موضوع، دارای سرعتی کمتر از سرعت منطقی است. گرچه نمایندگان دولت در توضیحات خود در کمیسیون ضمن پذیرش تلویحی این موضوع، تأکید کردند که این موضوع بخشی از ضرورت مصالحه با طرفهای مذاکره برای حصول توافق بوده است اما کمیسیون معتقد است بهبود وضعیت برنامه تحقیق و توسعه در برجام بیش از این هم ممکن بوده است.

۹. در مجموع جمع‌بندی کمیسیون این است که تغییرات فنی ایجادشده در برنامه غنی‌سازی صنعتی و برنامه تحقیق و توسعه غنی‌سازی ایران، بازگشت‌پذیری برنامه هسته‌ای کشور را در صورت نقض جزئی یا کلی توافق از سوی ایران با آسیب مواجه کرده است. گرچه کمیسیون نتوانست معیارهای مستقلی بیابد که تخمین سازمان انرژی اتمی درباره زمان بازگشت‌پذیری تعهدات ایران را تأیید کند، اینگونه جمع‌بندی کرد که اظهارات مقامهای سازمان انرژی اتمی در جلسات رسمی و بنا بر پاسخ کتبی به سؤالات کمیسیون از سوی آن سازمان مبنی بر بازگشت‌پذیری مراکز غنی‌سازی شهید احمدی روشن (نطنز) و شهید علی‌محمدی (فردو) در یک سال و راکتور آب سنگین اراک در سه سال را باید مبنا قرار داد مضافاً بر اینکه همگی اذعان داشتند که بازگشت به سقف بیش از ۹۰۰۰ کیلوگرم اورانیم غنی‌شده موجود که حدود ۸ سال زمان برده است با بالابردن ظرفیت غنی‌سازی در زمان کمتری نسبت به گذشته حاصل خواهد شد.

۱۰. کمیسیون به این جمع‌بندی رسیده است که برابر محدودیت مرتبط با موارد (اقلام، مواد، تجهیزات، کالاها و فناوری‌ها) با کاربرد دوگانه ـ بند ۲۲ قطعنامه که محدودیت‌های تفصیلی آن در بخش ۶ ضمیمه ۴ برجام آمده است ـ ایران برای خرید، انتقال، استفاده، دریافت کمک فنی یا آموزش، جذب سرمایه، و دریافت خدمات مرتبط با موارد با کاربرد دوگانه که استفاده گسترده‌ای در صنایع مختلف کشور دارند، ملزم به اخذ مجوز با اجماع کلیه‌ اعضاء از کارگروه خرید، کمیسیون مشترک و شورای امنیت سازمان ملل و پذیرش محدودیت‌های مربوطه خواهد بود. لیست این اقلام دوگانه نیز از طرف شورای امنیت قابل به‌روزرسانی و افزودن موارد جدید به آن است و هر کشور طرف معامله با ایران نیز می‌تواند اقلام جدیدی را به لیست اقلام ممنوعه (با کاربرد دوگانه) خودش اضافه کند. برابر گزارش کتبی استادان با تجربه علمی و عملی بالا در دانشگاهها ـ در تخصص‌های مختلف از جمله برق، مکانیک، کامپیوتر،‌ نرم افزار و هوافضا ـ به کمیسیون و با توجه به وسعت دامنه‌ اقلام و تجهیزات ذکرشده در لیست‌ موارد با کاربرد دوگانه، کمیسیون معتقد است مشکلات متعددی از جمله تحدید و ایجاد مشکل برای صنایع مختلف، تحقیق و توسعه (به خصوص صنایع در مرز دانش) و ممانعت از پیشرفت ایران در علوم مختلف و افشای اطلاعات مربوط به زنجیره تأمین و نیازها و توانایی‌ها و فعالیت‌های کشور در حوزه‌های متعددی پیش خواهد آمد. ضمن اینکه بروکراسی مربوط به ارائه و بررسی و تأیید این حجم انبوه از اطلاعات، اجازه بازرسی آژانس از همه مکان‌ها در کشور ـ مطابق بند ۶.۷ ضمیمه ۴ برجام ـ (درباره اقلام با کاربرد دوگانه مندرج در INFCIRC/۲۵۴)، اعطای مجوز راستی‌آزمایی استفاده نهایی به کشور فروشنده‌ کالا، تجهیزات، مواد یا فناوری با کاربرد دوگانه به ایران (مندرج در INFCIRC/۲۵۴) و نیز کارشناسان کمیسیون مشترک و امکان باز شدن پای جاسوسان به مراکز غیرهسته‌ای ایران- بند ۶.۸ ضمیمه ۴ برجام ـ مخاطره‌آمیز ارزیابی می‌شوند.

۱۱. کمیسیون معتقد است پذیرش برخی تعهدات بلندمدت که پایانی برای آنها پیش‌بینی نشده است از قبیل ارسال سوخت مصرف‌شده تمام نیروگاههای هسته‌ای تولید برق حال و آینده به خارج از کشور، منع فعالیت‌های مربوط به بازفرآوری، تحقیق و توسعه بازفرآوری، توسعه راکتورهای آتی بر پایه آب سبک، افزایش کارآمدی نظارت بر اساس فناوری‌های پیشرفته، حضور گسترده بازرسان آژانس از جمله نکات منفی برجام است که کشور را از حقوق آینده خود محروم ساخته است.

د) بررسی جنبه های دفاعی ـ امنیتی برجام
۱. جمیع بررسی‌های انجام پذیرفته در کمیسیون شامل بیانات تیم مذاکره‌کننده فعلی و قبلی و اظهارات مسؤولان بلندپایه نظامی و امنیتی کشور همگی حکایت از این موضوع دارد که تدابیر رهبری معظم انقلاب اسلامی، ایستادگی و مقاومت مردم، توانمندی‌های دفاعی بالای کشور و عمق استراتژیک منطقه‌ای و جهانی ایران اسلامی سبب پریشان خاطری آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای و جهانی آن شده و اساساً با تکیه به عنایات الهی و تقویت توانمندی‌های مذکور تهدید ایران به تجاوز و مواجهه نظامی با آن امری بی‌اساس و بلوفی آشکار می‌باشد.

۲. بر اساس استماع مجموعه نظرات و مشورت با مقامهای مسؤول و صاحب صلاحیت در امور نظامی و امنیتی، کمیسیون به این جمع‌بندی رسیده است که برجام دارای خلأها و ضعف‌های اساسی در حوزه نظامی و امنیتی است که در صورت عدم تجدیدنظر درباره بازرسی از مراکز نظامی، دفاعی و امنیتی و عدم دقت نظر در حین اجراء، مشکلاتی را پیش‌روی کشور قرار خواهد داد.

۳. این موضوع برای کمیسیون محرز شده است که با استناد به متن برجام دسترسی به تأسیسات نظامی ایران ممکن شده است. طبق متن منتشرشده، ایران موظف است به هر تأسیساتی ـ از جمله تأسیسات نظامی و امنیتی ـ حداکثر ظرف مدت ۲۴ روز دسترسی مورد درخواست را تأمین نماید. اگر دسترسی هایی که ایران بر اساس سند INFCIRC/۲۵۴ موظف به ارائه آن به آژانس و کشورهای دیگر شده نیز در نظر گرفته شود، این جمع‌بندی به طور قطعی وجود خواهد داشت که رژیم دسترسی و بازرسی توافق‌شده در برجام، یک رژیم کاملاً ویژه و بسیار فراتر از پروتکل الحاقی است. کمیسیون اطمینان یافته است اجرای این رژیم بازرسی در ایران ـ در صورت تحقق ـ می‌تواند به جمع‌آوری بی‌سابقه اطلاعات از ایران منجر شده و زیرساخت‌ها، اطلاعات و سرمایه‌های انسانی، علمی، نظامی و امنیتی ایران را به نحو نگران‌کننده‌ای در معرض مخاطره قرار دهد. لذا کمیسیون بر منع صریح فرماندهی کل قوا مبنی بر ممنوعیت هرگونه راه دادن بیگانگان به حریم و حصار امنیتی و دفاعی و نظامی کشور به هر بهانه‌ای تأکید می‌نماید.

۴. ارزیابی کمیسیون آن است که قطعنامه ۲۲۳۱ ـ در صورت اجراء ـ اختیارات فراوانی برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در نظر گرفته و از ایران خواسته است به ابهام از سوی آژانس بی قید و شرط پاسخ داده و همه مطالبات آن را برآورده سازد. این امر حتی از اختیارات مندرج در برجام نیز فراتر رفته است. استنباط کمیسیون آن است که این قطعنامه می‌تواند مبنای درخواست‌های زیاده‌خواهانه‌ای از سوی آژانس برای امروز و آینده کشور قرار گیرد.

۵. برابر بند ۳ قطعنامه ۲۲۳۱ ممنوعیت موشک‌های بالستیک با طراحی قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای مدنظر قرار گرفته است. کمیسیون اقدام تیم مذاکره‌کننده در گنجاندن عبارت «طراحی‌شده برای حمل کلاهک هسته‌ای» در این بند از قطعنامه را مثبت ارزیابی کرده است و از آنجا که ایران نیز چنین طراحی را انجام نداده و نخواهد داد برنامه موشکی ایران در آینده بدون هیچ محدودیتی براساس نیاز کشور تداوم خواهد یافت. دریافت کمیسیون از حفظ بخشی از تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد مرتبط با مسأله هسته‌ای در قطعنامه ۲۲۳۱، آن است که تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی علیه ایران ولو با شدت و محدودیت زمانی کمتر نسبت به قطعنامه‌های گذشته ـ که هیچ یک از آنها مورد قبول ایران نبوده‌اند ـ همچنان باقیمانده است. در عین حال کمیسیون تفسیر و خواست دولت در بیانیه وزارت امور خارجه پس از قطعنامه ۲۲۳۱ مبنی بر لزوم ادامه فعالیت‌های موشکی و تسلیحاتی بر اساس نیاز دفاعی و خواست جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ گونه محدودیتی را ستایش و بر آن تأکید می‌نماید.

۶. کمیسیون معتقد است ایجاد محدودیت ۵ ساله برای واردات و صادرات سلاح ایران و مسؤولیت بزرگ ما در قبال جبهه مقاومت و ایستادگی در برابر تروریسم دولتی و شبکه‌های سامان‌یافته از سوی آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای او سبب خواهد شد که در صورت قبول لوازم این محدودیت، شاهد رشد تروریسم در غرب آسیا و شمال آفریقا و تضعیف جبهه مقاومت در این منطقه باشیم؛ لذا کمیسیون بر عدم اجرای این بند از قطعنامه براساس بیانیه وزارت امور خارجه تأکید می‌نماید.

ه‍) بررسی مسئله اقتصادی به‌ویژه تحریم‌ها در برجام
۱. کمیسیون معتقد است تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی شورای امنیت سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپایی و آمریکا سبب بروز مشکلاتی برای کشور ـ از جمله تشدید کاهش ارزش پولی، دشواری در فروش نفت خام، افزایش ریسک سیستماتیک در اقتصاد، افزایش هزینه‌های مبادله، بلوکه شدن بخش‌هایی از دارایی‌های کشور در خارج، کاهش سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز ـ شده است و رفع آنها می‌تواند در صورت اجرای الگوی اقتصاد مقاومتی، به سرعت پیشرفت اقتصادی کشور بیافزاید و به همین جهت کمیسیون در بررسی متن برجام بر وضعیت رفع تحریم‌ها تمرکز ویژه نمود و با توجه به اینکه «لغو تحریم‌ها» در توافق هسته‌ای هدف اصلی مذاکرات و مهم‌ترین مأموریت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بوده است، کمیسیون از همان روز نخست آغاز به کار، این موضوع را با حساسیت مورد تدقیق قرار داد.

۲. به‌رغم مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، کمیسیون معتقد است تحریم‌های خارجی ـ در صورت تدبیر داخلی و التزام به الگوی اقتصاد مقاومتی ـ هرگز منجر به فلج نمودن اقتصاد کشور نخواهد شد و امکان تداوم پیشرفت کشور با فرض پیگیری اقتصاد مقاومتی وجود خواهد داشت. همچنین بخش عمده اثرات اقتصادی نامطلوب بروزیافته در سالهای تحریم ناشی از بی‌تدبیری داخلی بوده است و عملکرد برخی بخش‌های کشور طی سالهای اوج تحریم‌ها (از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲) نشان می‌دهد در صورت تأکید بر اقتصاد مقاومتی و تدبیر امور در عرصه مبادلات بین‌المللی، با وجود شدت تحریم‌ها امکان عرضه نفت خام، استحصال وجوه حاصل از فروش آن و سایر مبادلات کالایی و مالی در سطح بین‌الملل ـ به خصوص در ارتباط با کشورهای دوست از جمله همسایگان و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد ـ وجود دارد؛ ضمن اینکه با ارتقاء مقاومت اقتصادی کشور ـ‌ از طریق اصلاح ساختار و فرهنگ اقتصادی و اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ـ دشمنان ملت از تداوم تأثیر تحریم‌های اقتصادی مأیوس شده و در راستای کاهش هزینه‌های اقتصادی خود ـ‌ که در شرایط تداوم تحریم‌ها مجبور به تحمل آن شده‌اند ـ رفته رفته تحریم‌ها را پایان خواهند داد.

۳. کمیسیون با تأکید مجدد بر لزوم رفع تحریم‌های ظالمانه در هر توافق هسته‌ای معتقد است علی‌رغم بزرگ‌نمایی‌های صورت‌گرفته در خارج و داخل کشور، تحریم‌های مذکور قدرت فلج کردن اقتصاد ایران را نداشته و نخواهند داشت. به عنوان مثال با لحاظ مسأله فروش نفت به عنوان یکی از آسیب‌های جدی ناشی از فروش نفت خام، آمارهای رسمی نهادهای خارجی و بین‌المللی از جمله اداره اطلاعات انرژی آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد به رغم تحریم‌های نفتی آمریکا در اکتبر سال ۲۰۱۱ میلادی و تحریم‌های نفتی اتحادیه اروپا در جولای ۲۰۱۲ میلادی، فروش نفت خام ایران با میانگین ۱.۱ تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز تداوم یافته و با وجود تأکید تحریم‌های نفتی آمریکا بر کاهش تدریجی خرید کشورها از ایران، این میانگین تا زمان توافق ژنو در ژانویه ۲۰۱۴ میلادی - یعنی حدود ۱.۵ سال - کاهش نداشته است. این بدان معناست که دشمنان ملت بر خلاف ادعاهایشان توانایی حذف نفت خام ایران از بازارهای جهانی را نداشته‌اند. اما آمارهای رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد حتی فراتر از آمارهای بین‌المللی، میزان فروش نفت خام ایران در سال ۱۳۹۲ به طور متوسط ۱.۶ میلیون بشکه در روز و در سال ۱۳۹۱ و در اوج تحریم‌های نفتی ۱.۸ میلیون بشکه ـ با احتساب فروش‌های رسمی و غیررسمی و دورزدن تحریم‌ها ـ در روز بوده است لذا در سالیان اخیر رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خارجه این کشور مکرر اعلام نموده‌اند که تحریم‌ها کارایی خود را از دست داده‌اند و امکان فشارهای مد نظر از طریق اعمال آن منتفی است.

۴. با بررسی‌های صورت گرفته در کمیسیون معلوم شد که تحریم سوئیفت در خصوص نهادهای خارج‌شده از لیست انسداد دارایی‌ها مرتفع شده و این محدودیت از نهادهای اصلی کشور مثل بانک مرکزی، بانک ملت، بانک تجارت و برخی دیگر بانکها در روز اجراء رفع خواهد شد که موضوع بسیار مثبت ارزیابی می‌شود؛ لکن زیرساخت قانونی تحریم سوئیفت تا روز انتقال ـ هشت سال پس از تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ - باقی خواهد ماند و در تاریخ مذکور نیز صرفاً تعلیق ـ و نه لغو ـ خواهد شد. این بدان معناست که اضافه نمودن هر شخص حقیقی یا حقوقی به لیست انسداد دارایی ها باعث می شود که به صورت خودکار مشمول تحریم سوئیفت نیز قرار گیرد. همچنین بخشی از نهادهای اسم برده شده در لیست انسداد دارایی از جمله بانک‌های سپه، صادرات، انصار و مهر تا هشت سال دیگر همچنان در تحریم سوئیفت باقی خواهند ماند.

۵. کمیسیون دریافت کرده است که در ارتباط با تحریم‌های نفتی، بخش عمده موانع مربوط به صادرات نفت خام و فرآورده‌های نفتی رفع شده است که این موضوع اقدامی بسیار مثبت ارزیابی می‌شود؛ لکن در خصوص تراکنش‌های مالی مربوط به انتقال وجوه حاصل از فروش نفت، به لغو یا تعلیق یا توقف بند D۴ از ماده ۱۲۴۵ از قانون NDAAو نیز بخش D از ماده ۱۲۴۷ قانون IFCA اشاره‌ای نشده است. بر این اساس مؤسسات مالی خارجی به شرطی از شمول تحریم‌های مالی ثانویه آمریکا خارج می‌شوند که میزان خرید نفت خام از ایران به صورت پیوسته در حال کاهش باشد و این به معنای مانع تراشی برای انتقال وجوه حاصل از فروش نفت خام ایران خواهد بود. اگرچه استناد می‌شود که با توقف بند D۱ از ماده ۱۲۴۵ قانون NDAA بندهای مورد منازعه نیز به‌عنوان تبصره‌های آن متوقف خواهند شد، اما درج بندهای تبصره‌‌ای مشابه (از جمله D۳) و عدم درج این بندها در متن برجام، می‌تواند زمینه بهانه‌گیری آمریکا در لغو بخش مهمی از تحریم‌های مربوط به نقل و انتقال وجوه نفت قرار گیرد.

۶. کمیسیون پس از استماع نظرات تیم مذاکره کننده، بررسی متون و جمع‌بندی نظرات متعدد، به این ارزیابی نرسیده است که مفهوم لغو تحریم به معنای برچیده شدن زیرساخت قانونی تحریم‌ها در برجام وجود دارد و جز در موارد معدود و بسیار کم اهمیت، در تمامی موارد تحریم‌ها تعلیق و یا توقف در اجراء شده و زیرساخت قانونی آنها حفظ می‌شود و این امر تأمین‌کننده هدف ذاتی ایران از مذاکرات نیست.

۷. جمع‌بندی کمیسیون این است که اصل تناظر در انجام تعهدات دو طرف در برجام به طور کامل رعایت نشده و اقدام واقعی از سوی ۱+۵ در زمینه تعلیق تحریم‌ها به انجام تعهدات ایران و راستی‌آزمایی آن از سوی آژانس موکول شده است. کمیسیون معتقد است که این امر بر اساس اعتماد به آژانس و در نتیجه دارای ریسک بسیار بالایی است.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از طرف برجام ـ به‌خصوص در ضمیمه پنجم آن ـ به عنوان یک داور بین‌المللی مسؤول نظارت بر انجام تعهدات ایران شده است لذا اگر آژانس گام اول از انجام تعهدات ایران را تأیید نکند، طرف مقابل مکلف به برداشتن تحریم‌ها نخواهد بود. در گام بعدی نیز هرگاه آژانس گزارشی درباره عدم انجام ایران به تعهدات خود یا عدم صدور مجوز بازرسی از مکانهای مورد نظر آژانس منتشر کند، باعث بازگشت تحریم‌ها خواهد شد. اما در رابطه با نظارت بر انجام تعهدات طرف مقابل یعنی نظارت بر برداشته شدن تحریم‌ها، هیچ داور ثالث یا یک نهاد بین‌المللی ناظری تعیین نشده است. در این طراحی، بدون رعایت تناظر زمانی در انجام تعهدات توسط طرفین از یک سو اقدامات ایران مقدم بر انجام تعهدات طرف مقابل است و ابتدا باید ایران تعهدات خود را کامل انجام دهد تا نوبت اقدامات و اجرای تعهدات طرف مقابل برسد و از سوی دیگر، بر اقدامات ایران انواع نظارت‌ها و راستی‌آزمایی‌ها خواهد شد ولی متأسفانه با کمال تعجب برای نظارت بر انجام تعهدات طرف مقابل هیچ ناظری در نظر گرفته نشده است.

۸. کمیسیون در موضوع تناظر کیفی دریافته است که در برابر اقدامات اساسی ایران بر اساس برجام تحریم‌های کنگره و ایالات آمریکا و اتحادیه اروپا لغو نشده و صرفاً به حالت تعلیق در می‌آیند. با توجه به اینکه لغو تحریم‌های کنگره آمریکا در اختیار دولت آمریکا نیست کمیسیون معلق‌شدن آنها را در چارچوب اختیارات رئیس جمهور پذیرفتنی می‌داند؛ اما طبق برجام، اتحادیه اروپا ـ که طرف مذاکره ایران بوده است ـ از لغو تحریم‌ها خودداری کرده و صرفاً آنها را به حالت تعلیق درآورده است که مورد قبول نیست. تعلیق تحریم‌ها به معنای حفظ ساختار آنهاست که امکان بازگشت‌پذیری فوری را به آنها می‌دهد.

۹. کمیسیون با دقت در تعهدات آمریکا در برجام به این جمع‌بندی رسید که دولت آمریکا علی‌رغم داشتن اختیار تعلیق مجوزهای صادرشده در کنگره برای تحریم ایران توسط ایالات، از این اقدام اجتناب کرده و تنها در ماده ۲۵ برجام دولت آمریکا اعلام کرده است مسؤولان ایالات را «تشویق» کنند تا تغییر سیاست آمریکا در رابطه با تحریم‌ها را در نظر داشته باشند. نتیجه این امر با توجه به مواضع صریح مسؤولان ایالتی آمریکا منبع : مدافع حریم ولایتمتن کامل گزارش نهایی کمیسیون ویژه برجام
برچسب ها : کمیسیون ,برجام ,کشور ,هسته‌ای ,قطعنامه ,آمریکا ,قطعنامه ۲۲۳۱ ,جمهوری اسلامی ,کمیسیون معتقد ,انرژی اتمی ,اسلامی ایران ,جمهوری اسلامی ایران ,آژا

وصیت نامه امام حسین (ع)

:: وصیت نامه امام حسین (ع)
 



محمد یكی از فرزندان امام علی(ع) است. نام مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بن سلمه بن ثعلبه بن دول بن حنفیه بود. او از اسیران یمامه بود. زمانی كه می‌خواستند آنها را بفروشند حضرت علی(ع) او را خرید و آزاد كرد و سپس به همسری خود برگزید. محمد، امام حسین(ع) را بسیار دوست می‌داشت. اما اینکه چرا همراه امام در كربلا نبود. مشهور آن است وی در آن زمان بیمار و رنجور بوده. درباره سال درگذشت وی اختلاف نظر وجود دارد. برخی مرگ او را سال 80، 81  و 84 هجری نقل كرده‌اند.
در بامداد واپسین روز حضور امام حسین(ع) در مدینه، برادرش محمد حنفیه در حالی كه غم و اندوه بر وی چیره گشته و بسیار نگران و بیمناك برای امام بود، از سر خیرخواهی نكاتی را متذكر شد. بنابراین به امام گفت:‌ ای برادر، تو محبوب‌ترین مردم و عزیزترین‌شان نزد من هستی، من هرگز از نصیحت دیگران دریغ نداشته‌‌ام، اما تو به نصیحت كردن از همه سزاوارتری، تا می‌توانی از بیعت یزید بن معاویه و از شهر ما كناره بگیر، آنگاه پیك‌هایت را نزد مردم بفرست و آنان را به سوی خود فراخوان، اگر با تو بیعت و از تو پیروی كردند، خداوند را بر این سپاس گزار، اگر مردم بر كسی جز تو گرد آمدند، این كار از دین و خرد تو نكاهد و جوانمردی و فضیلت تو از میان نرود، من از این بیمناكم كه تو به شهری درآیی و میان مردم اختلاف افتد. سپس گروهی همراه تو باشند و گروهی بر ضدّ تو و به جنگ برخیزند و تو هدف نخستین نیزه‌‌ها قرار گیری و آنگاه آن كس كه خود او و پدر و مادرش از بهترین این امت هستند، بیش از همه تباه شود و خاندانش بیش از همه خوار گردند.
ابن اعثم گوید: محمد گفت: به مكه برو، اگر آنجا را امن یافتی، این همان چیزی است كه من و تو دوست می‌داریم و اگر جز این بود به یمن برو كه مردمش یاران جدّ و پدر و برادرت هستند و آنان مهربان‌ترین و دلسوزترین مردمانند و سرزمینشان از همه جا فراخ ‌تر و خردشان از همه برتر است. اگر سرزمین یمن را مطمئن یافتی [كه به مقصود رسیده‌ای] وگر نه ره ریگزارها و دره‌ها را پیش می‌گیری و از شهری به شهری می‌روی، تا ببینی كه كار مردم به كجا می‌كشد و خداوند میان تو و میان مردمان تبهكار داوری فرماید. سپس امام حسین(ع) فرمود: برادرم، به خدا سوگند، كه اگر در همه دنیا، پناهگاه و جایی امن نیابم هرگز با یزید بن معاویه بیعت نخواهم كرد.
محمد حنفیه سخن امام حسین(ع) را قطع كرد و گریست و حسین(ع) نیز لختی با او گریست آنگاه فرمود: خداوند به تو پاداش خیر دهد، كه نصیحت كردی و رأیی درست دادی. امیدوارم كه ان‌شاء‌الله رأی تو استوار و قرین توفیق باشد. من آهنگ رفتن به مكه دارم و برادران و برادرزادگان و شیعیانم را آماده این كار ساخته‌ام. كارشان كار من و نظرشان نظر من است. اما برادرم، باكی نیست كه تو در مدینه بمانی و چشم من در میان آنان باشی و چیزی از كارشان را بر من پوشیده نداری.
 آنگاه سیدالشهدا(ع) دوات و كاغذ خواست و این وصیت را برای برادرش محمد نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم؛
« این وصیت حسین بن علی (ع) به برادرش محمد معروف به ابن حنفیه است. حسین گواهی می‌دهد كه خدایی جز خدای یكتا نیست و او شریك ندارد و محمد بنده و پیامبر اوست، كه حق را از سوی حق آورده است و گواهی می‌دهد كه بهشت و جهنم حق است و قیامت می‌آید و در آن شكی نیست و خداوند در خاك ‌شدگان را برمی‌انگیزد.
من از روی سرمستی، گردنكشی، تبهكاری و ستمگری قیام نكرده‌ام. بلكه به پا خاسته‌ام تا كار امت جدّ خویش به صلاح آرم، می‌خواهم كه امر به معروف و نهی از منكر كنم و روش جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) را در پیش گیرم. هر كس مرا با پذیرش حق پذیرفت، خداوند به حق سزاوارترین است و هر كس این امر را از من نپذیرد شكیبایی می‌ورزم تا خداوند میان من و مردم داوری فرماید. او بهترین داوران است، توفیق من تنها از خداوند است. بر او توكل می‌كنم و به سوی او بازگردم».
 آنگاه حسین(ع) نامه را پیچید و مُهر خویش را بر آن زد و به برادرش محمد سپرد و او را وداع کرد و در دل شب بیرون آمد.
ـــــــــــــــــــــــ
منابع:
1-علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 42: 110؛ ج44: 330؛ ج 45: 95.
2-جریر طبری، تاریخ طبری، ج 7: 221.
3- خوارزمی، مقتل الحسین، ج 1: 188.
4-ابن قولویه، كامل الزیارات: 75.
5- ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4: 53.
6-شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج 1: 36.

منبع : مدافع حریم ولایتوصیت نامه امام حسین (ع)
برچسب ها : امام ,حسین ,محمد ,خداوند ,مردم ,میان ,امام حسین ,برادرش محمد ,گواهی می‌دهد ,داوری فرماید ,محمد حنفیه

سازمان یاران امام مهدی(عج)

:: سازمان یاران امام مهدی(عج)

سازمان یاران امام مهدی(عج)

یاران امام عصر - ارواحنا له الفداء - به چند گروه تقسیم می شوند:

۱- یارانی که حضرت مهدی علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می کند.

۲- یارانی که به برکت مَقدم بقیه اللَّه - ارواحنا فداه - از قبرها برمی خیزند.

۳- یارانی که همراه حضرت عیسی علیه السلام از آسمان فرود می آیند.(۱)

یارانی که حضرت مهدی علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می کند

در شماره قبل دو روایت از حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد جایگاه ایرانیان در نزد اهل بیت علیهم السلام و نقش آنان در هنگام ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، نقل کردیم.

در ادامه به روایاتی دیگر از امامان معصوم علیهم السلام خواهیم پرداخت.

نقش ایرانیان در ظهور امام مهدی (عج)

ایرانیان را در زمان معصومین علیهم السلام با عناوین فرس، اعاجم، موالی، بنو الحمراء، قوم سلمان و چند عنوان دیگر می شناختند. در روایات، گاه از ایرانیان با عناوین اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان و دیگر شهرهای مشهور ایران در آن دوره یاد می کردند.

در روایات، از مردمی با عنوان «اهل مشرق» سخن گفته شده است که بنابر نظر بسیاری، منظور از آنها مردم ایران هستند.(۲)

در روایات آمده است: «بیشترین یاران مهدی آل محمّد علیهم السلام را ایرانیان تشکیل می دهند. بسیاری از یاران حضرت مهدی علیه السلام از اهالی مرو رود، مرو، طوس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فاریاب، طالقان، سجستان، نیشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سیراف، ری و کرمان هستند».(۳)

امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «خوشا به حال طالقان! زیرا برای خداوند - عزّوجلّ - در آنجا گنج هایی ذخیره شده است که هرگز از جنس طلا و نقره نمی باشند. در آنجا مردانی هستند که خدا را به حق شناختند، و اینان یاران مهدی علیه السلام در آخر الزمان می باشند».(۴)

همچنین در روایات، درباره مردم طالقان آمده است: «این گنج ها دلاور مردانی هستند اهل جنگ و جهاد که شهادت در راه خدا را دوست می دارند و پیوسته ادّعا می کنند که خدا شهادت را روزی آنان قرار دهد، شعار خود را «یا لثارات الحسین» می دانند، خداوند به وسیله آنها امام حق را پیروز می گرداند».(۵)

فضیل بن یسار گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:ب راى او گنجى است در طالقان، كم از طلا و نقره نیست و پرچمى است كه از روزى كه پیچیده شده گشوده نشده است و مردانى كه گویى دل هاى آن ها قطعات آهن است،در ذات خدا شكى به آن راه پیدا نمى كند،سخت تر از سنگ مى باشند.اگر به كوه ها حمله برند،از جا مى كنند.با پرچم هایشان به شهرى نمى تازند مگر این كه آن را ویران سازند،مانند این است به اسبان عقاب هاى مرگ سوارند،زین اسب امام را دست مى مالند و با این كار طلب بركت مى نمایند.اطراف او را مى گیرند و با جان خود او را در جنگ ها از گزند نگه مى دارند و هرچه بخواهد كفایت مى كنند.شب ها نمى خوابند،در نمازشان براى آن ها زمزمه اى است مانند زمزمۀ زنبور عسل،شب زنده دارانند و بامدادان سوار بر اسبان خود(آمادۀ كارزار)راهبان شب و شیران روز هستند.آنان در اطاعت مولایشان فرمانبردارتر از كنیزان نسبت به مولاى خود هستند،مانند چراغ هاى روشنایى بخش و دل هایشان مانند قندیل هاى پرتوافكن مى باشد.آن ها از ترس خدا
هراسانند و خواستار شهادت هستند.آرزویشان كشته شدن در راه خداست.شعارشان «یالثارات الحسین»است.هرگاه راه روند،رعب و ترس یك ماه جلوتر از آن ها حركت مى كند.به سوى مولا با متانت مى روند.خداوند به وسیلۀ آن ها امام حق را یارى مى نماید.»(۶)

عفّان بصرى گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: آیا مى دانى چرا این شهر را قم نامیده شد؟! گفتم:خدا و رسولش و شما مى دانید.

فرمود:قم نامیده شد؛چون اهلش با قائم آل محمّد علیهم السّلام جمع مى شوند و با او قیام مى كنند و با(جنگیدن)با او از خود استقامت به خرج مى دهند و به او كمك مى كنند.(۷)

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: منظور از آیه «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شدیدٍ»(سوره اسراء/آیه ۵) چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: «هم واللَّه أهل قم، هم واللَّه أهل قم. هم واللَّه أهل قم».(۸)

«علم... از کوفه رخت برمی بندد و از شهری بنام قم آشکار می شود و آن سامان معدن فضل و دانش می گردد به نحویکه در زمین کسی در استضعاف فکری بسر نمی برد... و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما به وقوع می پیوندد. خداوند سبحان ، قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام ، قائم مقام حضرت حجت می گرداند. اگر چنین نشود، زمین اهل خودش را فرو می برد و در زمین حجتی باقی نمی ماند، دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر می گردد، بدین سان بر مردم اتمام حجت می شود و یکی باقی نمی ماند که دین و دانش به وی نرسیده باشد . آنگاه قائم (علیه السلام ) ظهور می کند و ظهور وی باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان می شود. زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه وجود مقدس حضرت حجت را انکار نمایند. (۹)

از این روایت ، چند امر روشن می شود:

الف- اینکه نقش مذهبی شهر کوفه در دانش و پیروی از اهل بیت (علیه السلام ) نقشی مهم و بزرگ بوده ، اما در آستانه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام ) مضمحل شده و از بین می رود، البته کوفه شامل نجف نیز می شود. زیرا نام اصلی آن نجف کوفه بوده است .بلکه گاهی مراد از کوفه عراق عنوان شده است .اما نقش مذهبی شهر قم همچنان ادامه دارد و نزدیک ظهور حضرت از عظمت بیشتری برخوردار می گردد.

ب- نقش برجسته اعتقادی و ایدئولوژیکی شهر مقدس قم ، در آن زمان مخصوص ایران و یا شیعیان تنها نیست . بلکه نقشی است جهانی که حتی غیر مسلمان را نیز در بر می گیرد «و یکی باقی نمی ماند که دین و دانش به وی نرسیده باشد.»این بدان معنا نیست که دانش و مذهب ، از این شهر به فرد فرد مردم جهان می رسد، بلکه بدین معناست که ندای اسلام و مطرح شدن آن ، طوری به جهانیان می رسد که اگر کسی سعی در دست یابی به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد، برای وی امکان پذیر خواهد بود.

ج- این نقش بزرگ فرهنگی ، سبب کینه توزی و دشمنی استکبار جهانی نسبت به این [مردم ]می گردد، یعنی نسبت به مطرح شدن اسلام از این شهر، این دشمنی با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستکبران ، بدست توانای حضرت مهدی (علیه السلام ) می شود، چرا که با این دشمنی حجت بر مردم تمام شده است و ایجاد گرفتاری توسط دشمنان ، از جنبه جهل آنان نسبت به اسلام نیست ، بلکه دشمنی و خصومت آنان ، صرفا کینه توزی و مخالفت با اسلام می باشد.(۱۰)

در روایات از قشون شعیب بن صالح و هاشمى خراسانى كه در مصادر شیعه و سنّى از آن فراوان یاد شده و در ارتش امام علیه السّلام اثرات مثبت و مهمى خواهند داشت.

حضرت على علیه السّلام فرمود: زمانى كه سپاه سفیانى به طرف كوفه حركت مى كند، دنبال اهل خراسان براى جنگ مى فرستد و اهل خراسان براى یارى«مهدى»علیه السّلام با پرچم هاى سیاه قیام كرده و به فرماندهى«شعیب بن صالح»با سپاه سفیانى در محل استخر(مسجد سلیمان)روبه رو شده و جنگ بزرگى رخ مى دهد كه خراسانى ها فاتحانه سپاه سفیانى را شكست مى دهند،در آن هنگام است كه مردم آرزوى ظهور حضرت«مهدى»علیه السّلام را كنند و او را مى طلبند.(۱۱)

هم چنین فرمود:پرچم هاى سیاه براى جنگ با سفیانى قیام مى كنند و در میان آن ها جوانى از بنى هاشم است كه در كتف چپ او خالى دیده مى شود.پیشرو آن پرچم ها مردى از بنى تمیم بوده كه«شعیب بن صالح»نامیده مى شود و سپاه سفیانى را فرارى مى دهد.(۱۲)

ادامه دارد...

منابع:
۱- بامداد بشریت، محمد جواد طبسی،بخش ۸ ،پ۴۲
۲- همان صص۵۲-۵۱
۳- همان ص۵۳ به نقل از دلائل الإمامة، ص ۳۱۴
۴-سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص ۳۸۳به نقل از بحار الأنوار:٨٧/۵١ ب ١ ح ٣٨ به نقل كشف الغمّة:از كفایة الطّالب باب ۵؛ینابیع المودة:١۶٧/٣ ب ٩۴ از غایة المرام؛المغربى:ص۵٨٠
۵- بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۷
۶- سیمای جهان در عصرامام زمان (عج) به نقل از بحار الأنوار:٣٠٧/۵٢ ب ٢۶ ح ٨٢؛بشارة الإسلام:ص ٢٢۵؛الزام النّاصب:ص ٢٢٧؛یوم الخلاص:ص ٢٢٣
۷- همان ص۳۸۳ به نقل از بحار الأنوار:٢۴٣/۶۰ص ۲۱۶ ح۳۸
۸- بامداد بشریت ص۵۴ به نقل از بحار ج۶۰ ص۲۱۶
۹- عصر ظهور صص ۲۲۸-۲۲۷ به نقل از بحار ج۶۰ ص ۲۱۳
۱۰- عصر ظهور ، علی الکورانی ص ۲۲۸
۱۱- سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص۳۸۸به نقل از عقدالدرر ص۱۲۷
۱۲- همان به نقل از جمع الجوامع:١٠٣/٢

منبع : مدافع حریم ولایتسازمان یاران امام مهدی(عج)
برچسب ها : علیه ,السلام ,امام ,حضرت ,ظهور ,مهدی ,علیه السلام ,مهدی علیه ,حضرت مهدی ,سپاه سفیانى ,علیه السّلام ,علیه السّلام فرمود

دشمن‌شناسی از دیدگاه امام علی(ع)

:: دشمن‌شناسی از دیدگاه امام علی(ع)
 

دشمن‌شناسی از دیدگاه امام علی(ع)

از مباحث مهم در سیره امام علی(ع)، رفتار حضرت با دشمنان است. این بحث، هم از جهت دشمن‌شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می‌آموزاند. امام علی(ع) با دشمنانی مواجه بود که پیامبر(ص) با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده باد بت!! می‌گفتند اما امام علی(ع) با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده‌داری بودند؛ با این همه از روح مکتب بی‌خبر بوده و همین امور، زمینه‌ساز مقابله آنان با حکومت عدالت‌گستر مولا علی(ع) شد. امام علی(ع) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت‌تر از برخورد با کفر آشکار است. بر این اساس است که امام علی(ع) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی‌شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری علیها احدٌ غیری بعد ان ماج غیهبها و اشتد کلبها؛ (1) مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرأت بر آن نداشت؛ بعد از آن که امواج فتنه همه جا گسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»

حکومت حدوداً پنج ساله امیر مؤمنان علی(ع) با سه جریان مخالف مواجه بود:
 
1- جاه‌طلبان و مقام‌پرستان که در خط مقدم بیعت‌کنندگان با مولا علی(ع) بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی(ع) به حکومت رسید و ارزش‌های الهی را به جای ارزش‌های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مأیوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی(ع) شورش کردند. نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » - پیمان‌شکنان - می‌باشد.

2- ظالمانی که از حکومت پیشین بهره‌ها می‌بردند، دزدی‌ها و غارت‌گری‌ها می‌نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری‌ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین» است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می‌گوید: «قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می‌شود و این مصداق ظلم است.» (2)

3- کوته‌فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودند و حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خود استوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی(ع) برآوردند. نام این گروه «مارقین» است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق» به معنای پرش تیر از کمان است. گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی‌و تعلیمات آن به دور افتادند.

این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام(ص) در سخنان خود به صراحت پیش‌بینی فرموده بود: ابوایوب انصاری گوید: «امر رسول الله(ص) علی بن ابی طالب(ع) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین؛ پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است:
«فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...؛ (4) هنگامی ‌که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه‌ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدند و دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی(ع) در برابر آنها، نقش ارزنده‌ای در آگاهی امت اسلامی ‌ما از جریان‌های مخالف نظام و نیز الهام‌بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف از دیدگاه مولا علی(ع) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن‌شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می‌داریم.

دشمن‌شناسی
از اساسی‌ترین شرایط موفقیت در تمامی‌عرصه‌ها، شناخت دشمن است. در عرصه طبیعی، آدمی تا آنجا که دشمن را شناخته در دفع آن کوشیده و به موفقیت دست یافته است، ولی همین انسان ضربه‌های فراوانی از دشمن ناشناخته خود خورده است. به عنوان نمونه انسان از زمانی که دشمنی به نام میکرب را شناخت، به آسانی توانست در پی دفع آن برآید و همو چون نتوانسته است سرطان را بشناسد، هر روز قربانی‌های فراوانی در این عرصه می‌دهد. در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم و کلیدی دارد. بر این اساس است که بخش عظیمی‌از آیات قرآن مربوط به معرفی دشمن است: معرفی شیطان، دشمنان انبیاء، کفار، مشرکان و منافقان و...

در روایتی از پیامبر گرامی‌اسلام(ص) می‌خوانیم: «الا و ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه؛ (5) آگاه باشید عاقل‌ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانیش کند.» و در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم(ص) آمده است: مردم اگر ده چیز را می‌شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تأمین می‌شد؛ یکی از آنها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می‌باشد. (6) امام علی(ع) در نهج‌البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش می‌داند: «و اعلموا انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تاخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه...؛ (7) و بدانید که رشد درنمی‌یابید مگر که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی‌زنید، مگر که فروفکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.» و خود بخش عظیمی‌از تلاش خویش را در دوره حکومت به افشاگری چهره دشمنان خود پرداخت.

اقسام دشمن
از طرفی از سخنان حضرت استفاده می‌شود که دشمن بر دو نوع است و دو نوع برخورد می‌طلبد:
1- دشمن آشکار.
2- دشمن پنهان.

از دیدگاه امام(ع) کم‌خطرترین دشمن، دشمنی است که دشمنی خود را آشکار کرده است؛ حضرت فرمود: «اوهن الاعداء کیدا من اظهرعداوته؛ (8) سست‌ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است.» «من اظهر عداوته قل کیده؛ (9) آن کس که دشمنی‌اش را اظهار کرده، توطئه و مکرش کم است.»  و خطرناک‌ترین دشمن دشمنی است که دشمنی‌اش را پنهان می‌کند، همان که قرآن کریم نامش را نفاق گذارده است. امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید: «شر الاعداء ابعدهم غورا و اخفاهم مکیده؛(10) بدترین دشمنان کسی است که عمیق‌تر بوده و بیشتر کیدش را مخفی می‌دارد. » در سخنی دیگر فرمود: «اکبر الاعداء اخفاهم مکیده؛ (11) بزرگ‌ترین دشمنان کسانی‌اند که حیله خود را بیشتر پنهان می‌دارند.» این دشمنی خطرناک‌ترین دشمنی‌ها است، و بدترین ضربه به مکتب از ناحیه اینان بوده است. امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید:  «انما اتاک بالحدیث اءربعه رجال لیس لهم خامس: رجل منافق مظهر للایمان متصنع بالاسلام لایتاثم و لا یتحرج یکذب علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم متعمدا فلو علم الناس انه منافق کاذب لم یقبلوا منه و لم یصدقوا قوله و لکنهم قالوا صاحب رسول الله(ص) رآه و سمع منه و لقف عنه فیاخذون بقوله؛ (12) افرادی که نقل حدیث می‌کنند، چهار دسته‌اند و پنجمی‌نخواهد داشت: نخست منافقی که اظهار اسلام می‌کند، نقاب اسلام را به چهره زده، نه از گناه باکی دارد و نه از آن دوری می‌کند و عمداً به پیامبر(ص) دروغ می‌بندد. اگر مردم می‌دانستند که این شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمی‌کردند و تصدیقش نمی‌نمودند، اما چون از واقعیت او آگاه نیستند، می‌گویند وی صحابه رسول خدا است، پیامبر(ص) را دیده، از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است؛ به همین دلیل به گفته‌اش ترتیب اثر می‌دهند.»

هشیاری در برابر دشمن
از نکاتی که امام علی(ع) در رابطه با دشمن بر آن تأکید دارد آن است که باید پیوسته هشیاری در برابر دشمن را حفظ کرد و هرگز نباید دشمن را کوچک شمرد: حضرت فرمود: «لا تستصغرن عدوا وان ضعف؛ (13) هرگز دشمن را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد.»

 دانی که چه گفت زال با رستم گرد   دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

نیز فرمود: «لا تامن عدوا و ان شکر؛ (14) از دشمن در امان نباش، هرچند از شما سپاسگزاری می‌کند.» باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت که اگر لحظه‌ای غفلت صورت گیرد، چه بسا ضربه‌های آسیب‌ناپذیری از ناحیه دشمن وارد شود. امام علی(ع) فرمود: «من نام عن عدوه، انبهته المکائد؛ (15) کسی که از دشمن غفلت کند، حیله‌ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.» حضرت در عهدنامه بعد از آن که مالک را سفارش به پذیرش صلح شرافت‌مندانه می‌کند، می‌فرماید: «و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العدوربما قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن؛ (16) زنهار، زنهار سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می‌شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار گیر و در این موارد خوش‌بینی را متهم کن!»

و حضرت از ویژگی‌های خویش را، همین هشیاری در برابر دشمن می‌داند و می‌فرماید: «و الله لا اکون کالضبع تنام علی طول اللدم حتی یصل الیها طالبها و یختلها راصدها؛ (17) به خدا سوگند من هم چون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم در برابر لانه‌اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین او است، غافلگیرش کند (من غافلگیر نمی‌شوم).» سخن مولا (ع) ضرب‌المثلی است پیرامون ساده‌لوحی و آن این است: کفتار حیوان ابلهی است و به آسانی می‌توان آن را شکار کرد؛ به این ترتیب که صیاد آهسته با ته پای خود یا قطعه سنگ یا چوب دستی به در لانه کفتار می‌زندو او به خواب می‌رود، سپس او را به راحتی صید می‌کند. حضرت(ع) در برابر این پیشنهاد که از تعقیب طلحه و زبیر صرف نظر کند، سخن فوق را فرمود و به حق پیشنهاد فوق بسیار ساده‌لوحانه بود، چرا که نقشه این بود که آنها بصره و سپس کوفه را در اختیار خود بگیرند و معاویه با آنها بیعت کند و در شام از مردم نیز برای آنان بیعت بگیرد و به این ترتیب بخش‌های عمده جهان اسلام دراختیار جاه طلبان پیمان‌شکن قرار گیرد و تنها مدینه در دست علی(ع) بماند.

امام علی(ع) با آگاهی کامل از این توطئه به سرعت ابتکار عمل را در دست گرفت و نخستین توطئه و تلاش جدایی‌طلبان را در نطفه خاموش ساخت و به آسانی بصره و کوفه و تمام عراق را نجات داد. این سخن امام علی(ع) درس است به همه زمامداران و مسئولان کشورهای اسلامی‌که برای مقابله با خطرات دشمن گاه روزها، بلکه ساعت‌ها و لحظه‌ها سرنوشت‌ساز است؛ نباید فرصت را به سادگی از دست بدهند و تسلیم پیشنهادهای سست عافیت‌طلبان گردند. امام(ع) افرادی که این لحظات حساس را از دست می‌دهند، به کفتار تشبیه کرده است. این تشبیه از چند جهت قابل توجه است: «کفتار» حضور دشمن را احساس می‌کند، ولی با زمزمه‌های او به خواب می‌رود؛ خوابی که منتهی به اسارت و مرگ او می‌شود. «کفتار» در خانه و لانه خود شکار می‌شود. «کفتار» حتی بدون کمترین مقاومت در چنگال دشمن گرفتار می‌گردد و به دام می‌افتد.

کسانی که فرصت‌های زودگذر را با خوش‌باوری‌ها یا ضعف و سستی یا تردید و تأمل از دست می‌دهند، هم چون کفتارند، به خواب می‌روندو در خانه و لانه خود به دام می‌افتند و مقاومتی نشان نمی‌دهند.این سخن بدان معنی نیست که بی‌مطالعه یا بدون مشورت و در نظر گرفتن تمام جوانب کار اقدام کنند، بلکه باید با مشاورانی شجاع و هوشیار مسائل را بررسی کرد و پیش از فوت وقت اقدام نمود. (18)





پی‌نوشت‌ها:
1) نهج‌البلاغه، خطبه 93.
2) مفردات راغب، ذیل واژه‌ی قسما.
3) مستدرک الصحیحین، ج 3، چاپ دارالمعرفه؛ اسدالغایه، ج 4، ص 33 و تاریخ بغداد، ج 13، ص 187، طبع دارلفکر.
4) نهج‌البلاغه، خطبه 3.
5) بحارالانوار، ج 77، ص 179، و الحیاه ج 1، ص 36.
6) سفینه‌البحار، عرف.
7) نهج‌البلاغه، خطبه 147.
8 و 9) فهرست غرو، ص 239 و ص 340.
10) فهرست غرو، ص 339.
11) مستدرک نهج‌البلاغه، ص 157
12) نهج‌البلاغه،‌خطبه 210.
13و 14 و 15) فهرست غرو، ص 340.
16) نهج‌البلاغه، نامه‌ی 53.
17) نهج‌البلاغه، خطبه 6.
18) پیام امام، ج 1، ص 456 و 457 
 
منبع : مدافع حریم ولایتدشمن‌شناسی از دیدگاه امام علی(ع)
برچسب ها : دشمن ,امام ,حکومت ,حضرت ,پیامبر ,اسلام ,جریان مخالف ,نهج‌البلاغه، خطبه ,تعرفوا الذی ,دیدگاه امام ,فهرست غرو،

خوشا از دل نم‌ اشکی فشاندن

:: خوشا از دل نم‌ اشکی فشاندن

خوشا از دل نم‌ اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه‌ای دیگر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است
نوای نی نوای بی‌نوایی است
هوای ناله‌هایش، نینوایی است
قلم، تصویر، جانکاهی است از نی
علم، تمثیل کوتاهی است از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد
غم نی بند بند پیکر اوست
هوای آن نیستان در سر اوست
سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال
ره نی پیچ و خم بسیار دارد
نوایش زیر و بم بسیار دارد
سری بر نیزه‌ای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی، نوای عشق سر داد
به روی نیزه و شیرین زبانی
عجب نبود ز نی شکر فشانی
اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند
نیستان را به آتش می‌کشاند
سزد گر چشمها در خون نشینند
چو دریا را به روی نیزه بینند
شگفتا بی‌‌سر و سامانی عشق
به روی نیزه سرگردانی عشق
ز دست عشق در عالم هیاهوست
تمام فتنه‌ها زیر سر اوست

منبع : مدافع حریم ولایتخوشا از دل نم‌ اشکی فشاندن
برچسب ها : خوشا ,نیزه

درددل قرائتی درباره حادثه منا/

:: درددل قرائتی درباره حادثه منا/
درددل قرائتی درباره حادثه منا/ جان‌باختگان منا، بخشیده شدند
 

بسم الله الرحمن الرحیم

نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، در سرزمین مکّه است، که مایه برکت و هدایت جهانیان است: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» (آل‌عمران/۹۶)

*مکه‌ای که حرم امن الهی است: «حَرَ‌مًا آمِنًا» (قصص/‏۵۷)

*مکه‌ای که ابراهیم علیه‌السلام دعا کرد بلد امن باشد: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» (ابراهیم/۳۵)

*مکه‌ای که خداوند به عنوان شهر امن به آن سوگند یاد کرده است: «وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ»(تین/۳)

*مکه‌ای که ابراهیم مأمور شد همگان را پیاده و سواره به زیارت آن فراخواند: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیق‏» (حج/۲۷)

*مکه‎ای که ابراهیم و اسماعیل مامور تطهیر آن شدند: «طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» (بقره/۱۲۵)

*مکه‌ای که زادگاه پیامبر اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) است.

*مکه‌ای که قبله‌گاه مسلمانان است.

*مکه‌ای که فرودگاه جبرئیل است.

*مکه‌ای که قربانگاه اسماعیل است.

* مکه‌ای که شکنجه‎گاه بلال است.

*امروز این مکه و کعبه در اختیار چه کسانی است؟

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا» (نهج‏البلاغه، نامه ۴۷)؛ مواظب مکه و خانه خدا باشید. تا زنده هستید آن را خالی نگذارید و رها نکنید که گرفتار می‌شوید.

و چه گرفتاری بالاتر از اینکه امروز مکه و کعبه در اختیار نوکران آمریکا است. قرآن راجع به برخی مسلمانان می‌فرماید: «هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلایمان» (آل عمران/۱۶۷) این‌ها به کفر نزدیک‌تر از ایمان هستند. و امروز رابطه‌ آل سعود با آمریکا و اسراییل به مراتب بیش از رابطه‌ آن‌ها با مسلمانان است.

در طول تاریخ، یک وهابی یک سیلی به یک اسراییلی نزده است. اما همین وهابیان ما شیعیان را مشرک می‌دانند و بعضی‌هایشان اگر کشتن شیعه را واجب ندانند، لااقل جایز می‌دانند. اگر ما مشرک و کافر هستیم، آیا غیر از شیعه کافر دیگری وجود ندارد؟ شما اگر کافرکش هستید، یک سیلی هم به یک اسراییلی بزنید. مگر اسراییلی‌ها مؤمن هستند؟ اگر امام به بعضی می‌گفت: اسلام آمریکایی، ما باید به آل‌سعود بگوییم: اسلام اسراییلی! یعنی اسلامی که اسراییل از آن راضی است. اگر الان با نخست وزیر اسراییل مصاحبه کنند، می‌گوید من باید کلی پول خرج کنم تا مسلمان‌ها را در لبنان و سوریه و عراق و یمن و بحرین بکشم، و آل‌سعود به همین راحتی این‌ها را به خاک و خون می‌کشد.

اینها حق تولیت مسجد الحرام را ندارند، زیرا قرآن می‌فرماید: «انْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ»(انفال/۳۴) جز افراد باتقوا کسی حق ندارد تولیت مسجد الحرام را به عهده بگیرد.

قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ» (عنکبوت/۴۵) نماز جلوی فحشا و منکر را می‌گیرد. الان بزرگ‌ترین منکر این است که اسراییل مردم مظلوم غزه را بمباران می‌کند. آیا کشتن مسلمان‌ها منکر نیست؟ شیعه هم نیستند که بحث شیعه و سنی باشد. مردم غزه عرب و سنی هستند. آیا کشتن عرب‌های سنی به نظر سعودی‌ها منکر نیست؟ اگر منکر است باید نماز جماعت میلیونی مسجدالحرام جلوی آن را بگیرد. اگر دیدید مسجدالحرام نماز می‌خوانند و بازهم مردم مسلمان کشته می‌شوند، معلوم می‌شود که این نماز، نماز نیست. پیش نمازش که حافظ قرآن است، آبش که زمزم است، قبله‌اش که کعبه است، جمعیتش که میلیونی است، پس این نماز چه مشکلی دارد که جلوی منکر را نمی‌گیرد؟ این بی‌خاصیتی ربطی به مکان و زمان ندارد، اشکال از حکومت است. اینکه می‌گویند اصل دین ولایت است همین است. اگر نماز با ولایت همراه باشد همه چیز درست می‌شود. ولایت که نباشد هیچ چیز درست نیست.

اینها ما را مشرک می‌خوانند، چون می‌گوییم: یامحمد، یا علی، یا حسین. ما که محمد و على را به عنوان اولیای خدا صدا مى‏زنیم، مشرک هستیم، آن وقت آن‌ها صفت مَلِک را که صفت خداست، روى خودشان مى‏‌گذارند و نمى‏‌گویند که این شرک است. فقط خدا مَلِک است، نه دیگران: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ»(ناس/۲-۱)

اینها گذشته‌شان تاریک است. در پرونده خود چیزی جز جنایت ثبت نکرده‌اند. سعود بن عبدالعزیز وارد عراق شد و کربلا را محاصره کردند. به حرم اباعبدالله الحسین تعرض کردند، جواهرات حرم را دزدیدند، چوب ضریح را شکستند و سوزاندند و کف زدند. گویا از کربلا عقب افتاده بودند. در کربلا نبودند که اسب بر بدن امام حسین بتازانند. اسب را در صحن امام حسین بردند. در مجلس یزید نبودند که چوب بر لب مبارک امام حسین بزنند. در حرمش آمدند و چوب ضریحش را شکستند.

کعبه مانند خورشید است، ملک کسی نیست، برای همه است: «جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فیهِ وَ الْبادِ» (حج/۲۵) ساکن مکه و خارج مکه نسبتشان با کعبه یکسان است. مثل خورشید که همه‌ی مردم رابطه‌شان با آن یکسان است. کسی حق ندارد بگوید رابطه من با خورشید پررنگ‌تر است و رابطه‌ فلانی کمرنگ‌تر. خورشید ملک کسی نیست. کعبه هم ملک کسی نیست.

آن‌هایی که در منا جان باختند، همه بخشیده شده هستند، چون حدیث داریم: هر کس شب عید قربان عرفه باشد، قطعاً مورد آمرزش الهی است. این‌ها مهمان خدا بودند، در حال احرام، روز عید، در راه رمی جمرات بودند که به خاطر بی‌کفایتی آل‌سعود جمعی کشته و جمعی زخمی و جمعی ناپدید شدند. یقیناً خدا انتقام خواهد گرفت. هر کجا در طول تاریخ خون مظلوم ریخته شده، انتقام الهی را به دنبال داشته است. یکی از نام‌های خدا در قرآن «ذو انتقام» است. امیدوارم این مظلومیت عزیزان باعث سرنگونی آل‌سعود و وهابیت شود.

انسان یاد زینب کبری(س) می‌افتد که عصر عاشورا حتی خیمه‌ای نداشت. بازماندگان منا به خیمه‌ها برگشتند و گریه کردند، ولی روز عاشورا هم امام حسین(ع) را کشتند، هم خیمه‌هایش را آتش زدند...

«وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ» (شعراء/۲۲۷)

«آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!».
منبع : مدافع حریم ولایتدرددل قرائتی درباره حادثه منا/
برچسب ها : *مکه‌ای ,است، ,نماز ,کعبه ,منکر ,امام ,امام حسین ,منکر نیست؟ ,ملکی نیست ,قرآن می‌فرماید ,مسجد الحرام ,قرائتی درباره حادثه ,درددل قرائتی درباره

( سید محمد خاتمی را بهتر وبیشتر بشناسیم )) رییس فتنه گران

:: ( سید محمد خاتمی را بهتر وبیشتر بشناسیم )) رییس فتنه گران
( سید محمد خاتمی را بهتر وبیشتر بشناسیم )) 

 

تلاش برای امن کردن فضا برای بازگشت یک یاغی  افتخاری دارد ؟

مردم شریف ایران وبالتبع مردم بصیر ومتدین بهبهان آلزایمر نگرفته ونقش خاتمی ووزرا ومشاورانش در فتنه 88 وخساراتی که به انقلاب اسلامی وکشور وملت زده اندرا فراموش نکرده اند .

لذا کاندیداهایی که به دوستی ووابستگی فکری وگرایش سیاسی به محمد خاتمی افتخار می کنند ، واز مردم هم بابت این وابستگی توقع حمایت ورأی دادن دارند ، وهمه ملت شریف ایران واستان خوزستان وشهرستان بهبهان را به واکاوی وبازخوانی خیانت ها وصدمات جبران ناپذیری که محمد خاتمی به انقلاب اسلامی وملت مسلمان ایران وکشور ایران عزیزمان رده است توصیه ودعوت می کنم .

رونمایی از همکاری خاتمی با دشمنان

 

فرهنگ نیوز قصد دارد با انتشار پرونده«وقتی خاتمی ممنوع نبود» به بازخوانی خیانت ها و صدمات جبران ناپذیر وی به انقلاب اسلامی بپردازد.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز، هم‌زمان با انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و پس از انتخاب دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور، اصلاح طلبان تندرو پروژه بازگشت بدون هزینه خاتمی به صحنه سیاسی را کلید زدند. یکروز با حضور وی در اجرای تئاتر و روز دیگر با پیام تبریک خاتمی برای سالگرد ازدواج یک بازیگر. هنگامیکه این اقدامات با بی اعتنایی افکار عمومی روبرو شد، این جریان تندرو، پروژه خداحافظی نمایشی خاتمی با عرصه سیاست را کلید زد. پس از این اقدام، مشاوران نزدیک خاتمی که هرکدام نقشی ویژه در فتنه 88 ایفا کرده اند و بعضا در آن ایام نیز دستگیر شده اند، در کنار حمله به دولت، در نمایشی مضحک، از خداحافظی خاتمی اظهار تأسف کرده و هر روز با بهانه ای در پی خارج کردن وی از انزوای سیاسی و بالطبع آن پاک کردن صورت مسئله بودند. 

در روزهای اخیر رسانه های وابسته به جریان موسوم به اصلاح طلب، با انتشار مطالبی در حمایت از خاتمی و  با انتقاد از ممنوع التصویر و ممنوع البیان بودن خاتمی، کوشیده اند وی را در اذهان عمومی زنده کرده و فردی مهم و تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور نشان دهند. فرهنگ نیوز قصد دارد با انتشار  پرونده «وقتی خاتمی ممنوع نبود» به بازخوانی خیانت ها و صدمات جبران ناپذیر وی به انقلاب اسلامی بپردازد.
 
با توجه به رویکرد غیرصادقانه رسانه های زنجیره ای اصلاحات و تبلیغات روزافزون آنها برای خاتمی، لازم است نخست نقش وی در فتنه 88 واکاوی شود.
 
روز 26 بهمن 1384، "کاندولیزا رایس"  به ساختمان "کنگره ایالت متحده امریکا" رفت و درخواستی  مبنی بر افزایش بودجه 75 میلیون دلاری انقلاب مخملی ایران، با هدف حمایت بیشتر از فعالیت های اپوزیسیون سیاسی داخل کشور ارائه کرد. 
 
بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران در اندیشه پایه گذاری حکومتی سکولار
"بنیاد باران"(بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران) در راستای پروژه کودتای مخملی در ایران در آخرین روز ریاست جمهوری سید محمد خاتمی تشکیل شد و از محل بودجه عمومی کشور برای این موسسه ردیف بودجه تعیین گردید.اهداف این بنیاد به 3دسته کلی تقسیم بندی شد:
1- ادامه کار تشکیلاتی- عقیدتی بر مبنای سکولاریسم اسلامی، حفظ و تقویت نیروهای فکری و ابزاری در چارچوب موسسه ای به نام بنیاد باران.
2- انتقاد همه جانبه از دولت اصولگرا با هدف ایجاد نوستالژی اصلاحات در جامعه و نیز ایجاد تنفر عمومی از رئیس جمهور مستقر؛ یکی از کار ویژه های مهم در این بنیاد، سازماندهی انتقاد پیوسته از شرایط کشور در دوران مسئولیت دولت اصولگرا بود. از سیاست خارجی گرفته تا اقتصاد و فرهنگ، همه و همه مورد حمله قرار می گرفت تا اوضاع بحرانی نشان داده شود.
3- طرح ریزی نظری و برنامه ریزی عملیاتی برای اجرای کودتای رنگی با استفاده از فرصت انتخابات دهم ریاست جمهوری.
 
مهم ترین فعالیت تئوریک "سید محمد خاتمی" و" بنیاد باران" غیر از تلاش برای بومی سازی ایده انقلاب رنگی، تئوریزه کردن عقیده سکولاریسم اسلامی در قالب تز "اسلام میانه" بود؛ تز اسلام میانه یک ایدئولوژی تمام عیار برای پایه گذاری حکومتی سکولار بود که می رفت تا پس از براندازی جمهوری اسلامی از طریق کودتای مخملی، تشکیل شود.
 
 در همین ایام، در کنگره آمریکا طرحی به نام "آزادی ایران و قانون حمایتی" برای افزایش کمک های مالی برای انتقال و گذار ایران به حکومت دموکراتیک از طریق متحد کردن گروه های اپوزیسیون در نظر گرفته شد و این کنگره در گام اول سه میلیون دلار برای این منظور کنار گذاشت.
 
سفر سید محمد خاتمی به واشنگتن؛ از مجوز جرج بوش تا میزبانی جیمی کارتر 
 "سید محمد خاتمی" برای جذب حمایت خارجی برای اجرای پروژه رنگی در ایران در سال 85 با مجوز شخص "جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا" توانست ویزای سفر به "واشنگتن" را دریافت کند و روزنامه "واشنگتن پست" نیز خبر داد که در این دیدار "جیمی کارتر" میزبان خاتمی خواهد بود.
خاتمی در این سفر مصاحبه های فراوانی انجام داد. او در مصاحبه با "مجله امریکایی تایم" ، "هولوکاست" را یک واقعه تاریخی خواند و از گروگانگیری 444 روزه 52 کارمند سفارت آمریکا ابراز تاسف کرد و از سیاست آمریکا برای تشکیل دو کشور اسرائیل و فلسطین حمایت کرد.
 
سید محمدخاتمی در سفر به واشنگتن با "جرج سوروس" سرمایه دار بزرگ آمریکایی و یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین و موسس بنیاد صهیونیستی  "جامعه باز" که در پوشش یک نهاد خیریه از اصلی ترین حامیان مشهور کودتاهای رنگی در جهان می باشد، ملاقات نمود  و بنابر اعتراف " کیان تاج بخش"(نماینده سابق بنیاد جرج سوروس) این ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است.
 
 
دیدار خصوصی با ایده پرداز انقلاب های مخملی
بعد از تکذیبیه خاتمی درباره این دیدار "خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران" متن سخنرانی سوروس در تاریخ 11سپتامبر2009 را منتشر کرد. سوروس اینگونه دیدار خود با سید محمد خاتمی را توصیف کرده بود: «یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیش برد دموکراسی در جهان اسلام و به ویژه ایران در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سه شنبه14سپتامبر2009  با محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران برگزار کردم. من حدود 10 سال منتظر این دیدار بودم و به همین دلیل این دیدار آنچنان جذاب و به یادماندنی بود که حتی روز و ساعتش نیز در حافظه ام ثبت شده است و هدف از این دیدار من با محمد خاتمی نیز دست یابی به آگاهی از درون کشوری که برای برقراری ارتباطات با آن فرصت های محدودی وجو دارد و با توجه به تحولات اخیر منطقه چنین جلساتی ارزشمند است و می تواند به اتخاذ تصمیمات سیاسی موثر کمک کند.»
پایگاه خبری نیوزمکس این چنین از دیدار خاتمی با جورج سورس را که طی یک شام خصوصی صورت گرفته است خبر می‌دهد: «جورج سوروس، این هفته در بوستون در یک شام خصوصی با محمد خاتمى، رئیس جمهور سابق ایران، یک «معامله بزرگ» را مورد بحث قرار داد؛ این خبر را پنجشنبه، منابع متعددی به نیوزمکس گفتند.»
 
 
* نتیجه سفر سید محمد خاتمی به واشنگتن، دستور محرمانه از سوی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا به سازمان سیا برای اجرای "عملیات سیاه" در ایران با هدف بی ثبات سازی دولت تهران بود و کنگره آمریکا نیز به درخواست 400 ملیون دلاری بودجه از سوی "بوش "برای بی ثبات کردن نظام دینی ایران پاسخ مثبت داد.
* 8اردیبهشت 1388 "سید محمد خاتمی" به چند کشور عربی از جمله عربستان سعودی، مصر، مغرب، تونس، کویت و قطر سفر کرد و طبق اعتراف" محمد علی ابطحی" در این سفر یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس مبلغی به عنوان کمک به برنامه تبلیغاتی اصلاح طلبان به او داده است.
* اسناد موجود در کمیسون اصل 90 نشان می دهد که خاتمی با هدف ترغیب خارجی ها به حمایت از موسوی به تونس ، ترکیه و استرالیا  هم سفر کرده و در راستای اهدافش نیز موفق بوده است.
 
عملیاتی کردن پروژه انقلاب رنگی لوازمی داشت و ابتدایی ترین آن، انتخاب کاندیدایی بود که بتواند پس از شکست، در قالب رهبر اپوزیسیون ظاهر شود و اعلام حضور خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری با واکنش هایی در خارج از کشور همراه بود.
روزنامه صهیویستی" یدعوت آحارونوت" نوشت: «پیروزی خاتمی در انتخابات پیش رو می تواند تغییرات تدریجی در سیاست خارجی ایران نسبت به اسرائیل ایجاد کند.»
روزنامه آمریکایی "بوستون گلوب" نیز خاتمی را بهترین بخت ایران برای آشتی با همسایگان و جامعه جهانی و نجات اقتصاد در حال فروپاشی ایران دانست.
 
تشکیک در سلامت انتخابات با تشکیل "کمیته صیانت از آراء"
پس از انصراف خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات و معرفی میر حسین موسوی، خاتمی وارد مرحله بعدی پروژه  انقلاب رنگی شد ، او این بار با هدف تشکیک در سلامت انتخابات، تشکیل "کمیته صیانت از آراء" را با ریاست "علی اکبر محتشمی پور" مطرح کرد، کمیته ای که از نظر شورای نگهبان غیرقانونی بود.
 
 
آیا احتمال تقلب در انتخابات ایران وجود دارد؟
حضور فعال خاتمی در جلسات مرتبط با کمیته صیانت از آراء و سازماندهی آن، باعث شد تا هفته نامه آمریکایی، "نیوزویک" با این سوال که آیا احتمال تقلب در انتخابات ایران وجود ارد؟ به سراغ خاتمی برود .
سید محمد خاتمی  به این سوال  این گونه پاسخ داد:«فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیرگذار باشد... من خودم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخاباتی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است.»
خاتمی که به صراحت وجود تقلب را در ایران نفی کرده بود، دیری نپایید که در پای صندوق رای در ساعات اولیه انتخابات در 22خرداد با هدفی خاص اینگونه از نتیجه انتخابات صحبت به میان آورد تا تشکیک و تقلب در انتخابات را در میان افکار جامعه تلقین کند:«شواهد حاکی است موسوی انتخابات را برده است. اما پیش گو نیستم».
 
خیانت صدها هزار میلیاردی خاتمی/ خاتمی: انبوهی از مردمان، نتیجه اعلام شده را باور ندارند!
با اعلام رسمی نتایج انتخابات، انقلاب مخملی وارد فاز جدید خود شد و اولین بیانیه سید محمد خاتمی در روز 25 خرداد خطاب به حامیان موسوی در تهران  صادر شد:«آنچه در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری اتفاق افتاد، باعث خدشه دار شدن اعتماد عمومی و منجر به واکنش های طبیعی و پراحساس مردم عزیز در سراسر کشور شده است.این حق مسلم مردم است که خواستار حفظ آرای خود شوند و وظیفه مسلم مسئولان کشور است که امانت دار باشند و تلاش کنند، اعتماد عمومی را که بزرگترین پشتوانه کشورو نظام است ، حفظ و تقویت شود.»
رهبر معظم انقلاب در 30 خردادماه سال 88 با اشاره به ساختارشکنی های صورت گرفته از سوی برخی مسئولین کشور، درخصوص ادامه این وضعیت هشدار دادند: «زورآزمایی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم سالاری است. من از همه می خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئولیت تبعات آن و هرج و مرج آن، به عهده آنان است.» 
 
رهبر معظم انقلاب در خطبه  تاریخی خود هم چنین به این مهم نیز اشاره نمودند که  «اعتماد به نظام جمهوري اسلامي در اين انتخابات آشكار شد. دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‏‌اند ... ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است»، اما دومین بیانیه سید محمد خاتمی به مناسبت تظاهرات حامیان موسوی در روز 30 خرداد و درست پس از بیانات مقام معظم رهبری منعکس شد:« در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه های خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.»
در تاریخ 8/4/88 هیئت منتخبی از سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با سید محمد خاتمی دیدار کردند، اما او در این دیدار راه حل را تشکیل هیئت بی طرف عنوان نمود که در حقیقت به معنای دور زدن قانون اساسی و رهبری، بی اعتبار کردن نهادهای قانونی از جمله شورای نگهبان و کشور بود که این نظریه بعدها به شکل کامل تری در قالب طرح رفراندوم از سوی خاتمی ارائه شد و این طرح در حقیقت تنها راه حل را ابطال انتخابات معرفی کرده بود.
 
دیدار با محسن امین زاده، از متهمین فتنه 88
 
ماموریت بعدی سید محمد خاتمی ملاقات با خانواده های دستگیرشدگان در ناآرامی های پس از انتخابات بود. وی همواره از کشته شدگان فتنه با عنوان شهید یاد می کرد.
سید محمد خاتمی که هر روز بر دامنه فتنه گری می افزود،  برای یارکشی از میان مراجع و برای ایجاد شکاف میان مرجعیت و نظام، اقداماتی را ترتیب داد که این نقشه با شکست مواجه شد.
 
همه پرسی راه برون رفت از شرایط موجود
خاتمی در ادامه فعالیت های خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات، یک بار خواستار تحقیق و تفحص مجلس از انتخابات شد و بار دیگر همه پرسی را راه برون رفت از شرایط موجود دانست. این پیشنهاد از نظر "حسین شریعتمداری" دستورالعمل "مایکل لدین ؛ دستیار ویژه وزیر دفاع وقت آمریکا" بود که معنای حقیقی آن ابطال انتخابات بود.
 
 
خاتمی: با شکست اصول گرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد
"سردار عزیز جعفری" در یکی از سخنرانی های خود به سخنان منتشرنشده خاتمی در بهمن ماه 1387 اشاره کرده است ، این سخنان از جانب خاتمی نشان از نقشه های واهی انتخابات دهم ریاست جمهوری دارد که او و رهبرانش در سر می پروراندند: «اگر در انتخابات دهم احمدی نژاد سقوط کند، عملا رهبری حذف می شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط  اصول گرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می شود و با شکست اصول گرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.»
 
مردم منتظر روزی هستند که سران فتنه در دادگاه محاکمه شوند
و اینها تنها بخش کوچکی از اقدامات ساختارشکنانه خاتمی در فتنه 88 است و سران فتنه می بایست درخصوص  خون های پایمال شده جوانان بی گناه و صدمات فراوانی که در عرصه داخلی و بین المللی به جمهوریت نظام وارد شد، پاسخگو باشند. فتنه 88 هیچگاه از ذهن مردم انقلابی کشورمان پاک نخواهد شد. حصر تعدادی از سران فتنه و ممنوع التصویری برخی دیگر نیز، تنها اقداماتی تأمینی است و مردم منتظر روزی هستند که سران فتنه در دادگاه محاکمه شده و حکمی متناسب با اتهاماتشان صادر شود. ان شاءالله.
 
منابع:
1-سودای سکولاریسم، رمزگشایی از زندگی و کارنامه محمد خاتمی - سید یاسر جبراییلی
2-جلد سی ام نیمه پنهان، شوالیه های ناتوی فرهنگی، یک نما از کودتای مخملی - پیام فضلی نژاد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
قسمت دوم :

*روایت رهبر انقلاب از دیدگاه خاتمی به ولایت فقیه

خاطره‌ای از رهبر انقلاب درباره اصرار خاتمی بر محدود شدن ولی‌فقیه و قانون اساسی به خوبی تلاش‌های

یکی از اهداف خاتمی و یارانش در کنار اهداف انتخاباتی، بازتعریف «جایگاه ولی‌فقیه»، طرح «جامعه مدنی» و «توسعه سیاسی» بود.

خاتمی را برای بازتعریف نقش و جایگاه ولی‌فقیه نشان می‌دهد؛‌ مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی نامزدهای انتخابات 88 فرمودند: «جناب آقای خاتمی وقتی سال 76 می‌خواستند کاندیدای ریاست‌جمهوری شوند آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده‌ام این است که رهبری بایست در چارچوب قانون اساسی عمل کنند، بنده به ایشان گفتم، بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهید بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت. در طول سال‌های ریاست‌جمهوری ایشان بارها نامه می‌زدند که فلان مطلب را تنها شما می‌توانید حل نمایید و بنده می‌نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند.»

سردار نجات نیز با ذکر خاطره‌ای درباره خاتمی می‌گوید: « زمانی هم که آقای خاتمی رئیس‌جمهور بود، اعتقاد داشت ولایت فقیه نوعی دیکتاتوری است، یکی از آقایان می‌گوید که من مفصل با او صحبت کردم و بالاخره چنین گفت که ولایت فقیه، «دیکتاتوری مومنین» است،‌ یعنی ایشان در اوج ریاست‌جمهوری نیز ولایت فقیه را قبول نداشت.»

*جامعه مدنی یا جامعه نبوی

آنطور که جامعه‌شناسان شکل گیری جامعه مدنی را پیش نیاز تشکیل یک نظام سیاسی سکولار می‌دانند، این موضوع از سوی دولت اصلاحات تبیین و تئوریزه شد؛ هرچند که خاتمی آذر 76 طی سخنانی در هشتمین نشست سران سازمان کنفرانس‌های اسلامی در تهران جامعه مدنی مورد نظر خود را متفاوت با جامعه مدنی تدوین شده غرب اعلام کرد اما برخی اصلاح‌طلبان از جمله «احمد زیدآبادی» صراحتاً گفتند خاتمی برای ساکت کردن منتقدین و دینی جلوه دادن اظهارات خود چنین ادعایی را مطرح کرده است.

رئیس بنیاد باران البته یک راهکار عملیاتی برای رسیدن به توسعه مورد نظر خویش هم داشت. خاتمی، توسعه غرب را نه نتیجه استعمار که میوه تمدن غرب می‌دانست و توصیه‌‌اش برای جمهوری اسلامی نیز این بود که از بینش و منش غرب پیروی کند و تاکید داشت: «توسعه به معنای امروزش میوه یا شاخ و برگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن کسانی که می‌گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بی‌راهی نیست و این سخن را کامل کنند که علاوه بر خرد و بینش غرب باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.»

*پروژه خروج از حاکمیت و موضع‌گیری خاتمی

بنابراین در دولتی که به تصریح رئیس دولت وقت آن، مبتنی بر گفتمان سکولاریسم بود، بحران‌سازی‌ و بحران‌آفرینی در دستور کار قرار گرفت؛ قتل‌های زنجیره‌ای، غائله 18 تیر و کنفرانس برلین که با وجود واکنش مقام معظم رهبری و برخی از مراج تقلید و علما، خاتمی آن را قابل «تامل»، «خوب» و «معقول» خوانده بود و همچنین لوایح دوقلویی که زمینه تحصن نمایندگان مجلس ششم را فراهم کرد و نیز تلاش برای کمرنگ کردن حذف حاکمیت دینی، تکمیل پروژه سکولاریزاسیون بود که به تصریح سعید حجاریان با استراتژی فتح سنگر به سنگر پیش می‌رفت.

*انتقاد کروبی از لوایح دوقلوی دولت خاتمی

ارائه لوایح دوقلو اعتراض رئیس مجلس اصلاح‌طلب وقت را نیز در پی داشت،‌ رئیس مجلس ششم در مورد ارائه لوایح دوگانه دولت اصلاحات به مجلس اعلام کرد «اگر لوایح دوگانه تصویب می شد از بزرگ‌ترین اشتباهات این مجلس بود و باعث می شد که با بن بست برخورد کنیم بنابراین یکی از مشکلات مجلس ششم همان لوایحی بود که آقای خاتمی ارائه کرد.»

دبیرکل حزب اعتماد ملی در مورد تحصن نمایندگان مجلس ششم نیز گفت: «نمایندگان مجلس ششم آمدند ما را ابتدا در بن بست مطبوعاتی قرار دادند، بعد ما را گذاشتند در بن بست رفراندوم بعد دوباره بردند به بن بست خروج از حاکمیت و سرانجام در بن بست تحصن کار ما را تمام کردند.»

*بازوی رسانه‌ای نهاد اصلاحات 

رویکرد رسانه‌ای دولت اصلاحات به عنوان بازوی تبیین کننده و پیش‌برنده این تفکر به خوبی توانسته بود نقش خود را ایفا کند و پروژه خدشه‌دار کردن دین و ضرورت جدایی دین از سیاست در مطبوعات زنجیره‌ای بخشی از این حوادث بود تا جایی که مقام معظم رهبری به انتقاد از این شارلاتانیزم مطبوعاتی پرداختند و «برخی» از این رسانه‌ها را پایگاه دشمن معرفی کردند.

 

شارلاتانیزم مطبوعاتی کار را تا جایی پیش برد که مدعی شدند «نزول عربی قرآن به این معنا نیست که تنها واژگان و جملات آن عربی باشد بلکه قرآن با معلومات و ادبیات و معتقدات آن روز عرب تلازم دارد.» (نشاط شماره اول)

«اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد حتی علیه خدا» (آفتاب امروز 78/6/2) «قرائت‌های مختلف از دین زدودنی نیست و همه را باید به رسمیت شناخت.» (ایران 78/1/12)

«صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.» (صبح امروز خرداد 78)

«نظریه عینیت سیاست و دیانت زائیده افکار عامیانه و قدیمی است.» (آبان 77/6/21)

«مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان نماد عقب‌افتادگی است.» (جامعه سالم تیر77)

پیامبر رفت و هیچ فردی را به جانشینی خود انتخاب نکرد، امام حسین(ع) جانشین پدر خود نبود. (صبح امروز 78/8/23)

یوسفی اشکوری نیز تاکید داشت «من خواهان جدایی دین از دولت و ریشه‌کن کردن نظام ولایت فقیه هستم.» (عصر آزادگان 79/1/15)

حکومت دینی تفکری غلط است و بر همین اساس دین و سیاست از یکدیگر جدا می‌باشند. (پیام هاجر 78/7/28)

*این همانی مطالبات مردم و رسانه‌های زنجیره‌ای از سوی خاتمی

خاتمی که در قبال این توهین‌ها به اعتقادات و باورهای مردم، سیاست سکوت را در پیش گرفته بود در پی توقیف یکی از همین نشریات، مطالبات آنها را مطالبات مردم عنوان کرد!

این روند تا جایی ادامه داشت که ترویج لاابالی‌گری و بی‌بندوباری در عرصه مطبوعات به حوزه‌های کتاب و فیلم نیز نفوذ کرد، روندی که موجب شد مقام معظم رهبری در آذر سال 78 در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان اولین اعتراض خود، اعلام کنند: «وزارت ارشاد در این دو سالی که آقای مهاجرانی در رأس این کار هستند هیچ کار اسلامی به عنوان اسلامی ارائه نداد.»

*انتخابات دهم ریاست جمهوری و فتنه 88

یکی از افرادی که در ماه‌های درگیری فتنه با نظام جمهوری اسلامی ایران، همواره از موضع‌گیری‌های رسمی و علنی استنکاف می‌کرد، رئیس دولت اصلاحات بود؛‌ دلیلی که خود اصلاح‌طلبان نیز آن را یکی از علل جدایی نهاد اصلاحات از حاکمیت معرفی می کنند

*انتقاد شمس‌الواعظین از «نُنربازی» خاتمی

در جریان ماراتن رقابت اصلاح‌طلبان بر سر کرسی ریاست‌جمهوری دهم، خاتمی با بیان اینکه «می‌آیم و آمدنم جایی کسی را تنگ نمی‌کند» پیش شرط‌هایی را برای شرکت در رقابت‌های انتخاباتی اعلام کرد، اقدامی که منجر شد تا برخی از اعضای بدنه اصلاح‌طلبی انتقاداتی به پیش شرط‌گذاری وی داشته باشند تا جایی که شمس‌الواعضین این اقدام خاتمی را نشانه «نُنربازی» وی بیان کرد.

*جمع‌آوری اعانه برای مخارج انتخاباتی موسوی

در نهایت خاتمی پس از دو هفته از اعلام رسمی کاندیداتوری خود و در پی‌نامزدی میرحسین موسوی برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم به نفع وی کناره گیری کرد؛ اقدامی که واکنش‌های متعددی را در اردوگاه اصلاح‌طلبی به همره داشت.

 

خاتمی در این میان به روایت ابطحی مسئولیت سفرهایی انتخاباتی را به برخی کشورها از جمله عربستان سعودی، مغرب، تونس، کویت و قطر به دوش گرفت، «سفر‌هایی» که ناصر قره‌باغی در مناظره‌ای با اکبر اعلمی از آن به عنوان ماموریت خاتمی برای جمع‌آوری اعانه برای مخارج انتخاباتی موسوی یاد کرد.

ماحصل این سفرها نیز این شد که کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی درباره آن طی یک گزارش رسمی نوشت، «اسناد موجود نشان می‌دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی‌ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.»

جدا از اقدامات سازمانی و توصیه و رهنمودهایی که وی به موسوی داشت حضور وی در پروژه تشکیک در سلامت انتخاباتی -که بخشی از آن با تشکیل کمیته صیانت از آرا دنبال شد ـ  همراه بود،‌ کمیته‌ای که از نظر شورای نگهبان غیر قانونی بود و نشان داد خاتمی چه اهدافی را دنبال می‌کند و چه نقش مهمی در فتنه 88 را عهده دار بود.

این در حالی صورت گرفت که خاتمی در مصاحبه با هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک به صراحت امکان تقلب در

«اسناد موجود نشان می‌دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی‌ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.»

انتخابات را رد کرده و گفته بود: «فکر نمی‌کنم در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیرگذار باشد... من خودم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخاباتی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است.»

اینها همه درحالی بود که با اوج گرفتن موج ایجاد شبهه در سلامت انتخابات در فروردین و اردیبهشت 88 رهبر معظم انقلاب صراحتاً از شبهه افکنی در سلامت انتخابات انتقاد کرده بودند.

پس از شکست نمایندگان جبهه اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، میرحسین موسوی در بیانیه‌ای اعلام کرد «اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خود را مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم.»؛

درخواستی که با سکوت، همراهی و عدم اعتراض سید محمد خاتمی همراه بود.

البته علی‌احمدی از وزرای دولت نهم درباره این مواضع خاتمی گفته بود: «در بازگشت از ژنو گفته بود احمدی‌نژاد بدون تردید در دور دوم ریاست جمهوری هم رای می‌آورد.»

با این حال خاتمی در روز جمعه 22 خرداد پس از گذشت چند ساعت از آغاز رای گیری پروژه القای تقلب خود را تکمیل کرد و هنگام انداختن رای خود به صندوق گفت:‌ « همه باید آنچه مردم انتخاب می‌کنند، بپذیرند و از رأی مردم تمکین کنند»

وی در ادامه تأکید کرد: «همه شواهد امر حاکی است که مهندس موسوی انتخابات را برده است اما من پیشگو نیستم.»

*انتقاد خاتمی از دوگانگی بازرگان

به روایت تاریخ انقلاب، چنین برخورد دوگانه‌ای از سوی «عبدالعلی بازرگان» مورد انتقاد شدید خاتمی واقع شده بود؛ زمانی که بازرگان آشوب‌طلبان را جوانان جانباز معرفی کرد،‌ خاتمی در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت «تِز آقای بازرگان آنجا که انتساب آشوبگران به آمریکا بر می‌آشوبند، خود حکایت‌گر نوعی نگرش آمریکایی به مسائل است.»

*دعوت به اغتشاش در سالروز فتنه منافقین

با آن‎که اعلام شده بود که رهبری نظام روز 29 خرداد 88 در نماز جمعه شرکت می‎‎کنند، مجمع روحانیون مبارز به دبیرکلی خاتمی خواستار درخواست مجوز برای برپایی راهپیمایی در 30 خرداد همزمان با سالگرد شورش منافقین علیه کشور شد،‌درخواستی که البته مورد موافقت قرار نگرفت.

*هشدار وزیر اطلاعات به خاتمی

خاتمی به دلیل آنچه که خود هم می‌داند نظام از او در میانه فتنه 88 چه انتظاری داشت، اما در قامت یک

خاتمی: «فکر نمی‌کنم در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیرگذار باشد... من خودم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخاباتی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است.»

رئیس جمهور سابق در عرصه حاضر نشد، و با وجود اینکه پیش از این به عدم امکان تقلب در کشور رسماً اذعان کرده بود به خاطر آنچه که برخی کارشناسان سیاسی آن را روحیه محافظه‌‌کاری می‌خوانند، سال 88 هیچگاه در قامت یک مدافع نظام و یا فردی که در مقابل چشمان هم ردای براندازی پوشیده است ظاهر نشد اما همچنان نقش یک آلترناتیو را در تشنج فضای سیاسی 88 برعهده داشت.

آنطور که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات وقت درباره نقش خاتمی در فتنه 88 می‌گوید: «کسی که جزو سران فتنه بوده و انقلاب و نظام به دلیل یک سری ملاحظات او را مانند آن دو تن دیگر چندان محصور نکرده و به او آزادی عمل داده است امروز امر بر او اشتباه نشود که انقلاب یادش رفته این آقا در فتنه چه نقشی ایفا کرده است.»

با این حال رئیس بنیاد باران هیچگاه در مواضع، سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش از واژه تقلب استفاده نکرد و از آن طرف در دیدار با خانواده برخی از دستگیرشدگان از واژه «شهید» برای توصیف کشته‌شدگان فتنه موسوی استفاده کرد.

 

*درخواست خاتمی از مراجع برای موضع‌گیری درباره بازداشت متهمین حوادث پس از انتخابات

سید محمد خاتمی در ادامه و در جریان اعلام خبر انتشار برگزاری دادگاه علنی متهمان فتنه 88 به همراه موسوی و کروبی و 65 شخصیت دیگر از جمله محمد سلامتی، محمدرضا تاجیک، عباس عبدی، سیدهاشم آغاجری، محمدعلی نجفی، و فرشاد مومنی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مراجع تقلید خواستار موضع گیری آنان در قبال بازداشت متهمین حوادث پس از انتخابات شدند.

رییس بنیاد باران در ادامه فعالیـت‌های خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات خواستار تحقیق و تفحص مجلس از انتخابات شد.

براساس خبری که پارلمان نیوز منتشر کرد وی در دیدار با خانواده‌های چند تن از بازداشت‌شدگان فتنه 88 با تاکید بر اینکه بایستی توصیه‌های خیرخواهانه آقای هاشمی در نماز جمعه «نماز جمعه 26 تیر» مبنای عمل قرار گیرد همه پرسی را ـ دستورالعمل مایکل لدین دستیار ویژه وزیر دفاع وقت آمریکا ـ راه برون رفت از شرایط موجود دانست.

*ایده برگزاری رفراندوم از سوی مجمع روحانیون مبارز

فردای این دیدار، مجمع روحانیون مبارز در بیانیه‎ای رسمی حرف‎های خاتمی را تکرار و از ایده رفراندوم دفاع کرد.

خاتمی در پیشنهاد برای برگزاری رفراندوم راه برون رفت از بحران را اتکا به همه‌پرسی از مردم طبق قانون اساسی عنوان کرد.

حسین شریعتمداری نیز در یادداشت روزنامه کیهان با انتقاد از پیشنهاد طرح رفراندوم از سوی خاتمی، آن را مطابق با دستورالعمل های مایکل لدین خواند و نوشت «آن‌ها تردیدی ندارند که پیشنهاد آنها اولا؛ قانونی نیست، ثانیا؛ عملی نیست و ثالثا؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتیجه آن برای مدعیان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شکننده تر خواهد بود.»

*انتقاد خاتمی از بنی‌صدر به خاطر پیشنهاد رفراندوم

این درخواست خاتمی در حالی مطرح شد که حافظه تاریخی مردم هنوز پیشنهاد برگزاری رفراندوم علیه نظام

رییس بنیاد باران در ادامه فعالیـت‌های خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات یک بار خواستار تحقیق و تفحص مجلس از انتخابات شد و یک بار در راستای دستورالعمل مایکل لدین خواستار رفراندوم شد.

از سوی بنی‌صدر را فراموش نکرده بود و تاریخ انقلاب هنوز به یاد دارد که خاتمی ضمن متهم کردن او به سوء استفاده از آرای عمومی تاکید کرده بود «تا وقتی شورای نگهبان است و فراتر از آن رهبر انقلاب وجود دارد در جامعه بن‌بستی به وجود نمی‌آید که رفراندوم برگزار شود.»

البته این تکرار تاریخ درحالی به وقوع پیوست که خاتمی در روزهای پایانی دهه 1370، هنگامی که حجاریان به وی می‌گوید به‌زودی اصلاحات در ایران خواهد مرد و از وی خواست همزمان با نقش رئیس‌جمهوری، نقش «رهبر اپوزیسیون» را نیز بازی کند تا جنبش نمیرد گفته بود «از سرنوشت بنی‌صدر می‌ترسد» و تاکید کرده بود «من نمی‌خواهم مثل بنی‌صدر شوم. چون بنی‌صدر می‌گفت در دنیا فقط من هستم که هم رئیس‌جمهورم و هم رئیس اپوزسیون».

*عبور از خاتمی توسط اصلاح‌طلبان

شاید به همین دلیل، زمانی که موسم انتخابات هشتمین دوره ریاست‌جمهوری اسلامی فرا رسید،  اصلاح‌طلبان تندرو که از کندی تحقق اهدافشان در عذاب بودند و چون تنها مقصر اصلی این اتفاق را رئیس دولت اصلاحات می‌دانستند، شعار عبور از خاتمی را سر دادند.

*ابطحی: خاتمی همه مسائل را می‌دانست

در نهایت محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز و یار دیرین خاتمی در جریان برگزاری دادگاه علنی متهمین فتنه 88، رفتارهای میرحسین موسوی و محمد خاتمی را عامل اغتشاشات پس از انتخابات عنوان و در تشریح این جریان خاتمی، هاشمی رفسنجانی و موسوی را سه ضلع مثلث حامی تقلب معرفی کرد.

این عضو مجمع روحانیون مبارز همراهی خاتمی با موسوی را خائنانه دانسته و گفته بود که «شاید موسوی

مصلحی: خاتمی در فتنه نقش داشته و نقش او کاملاً حساب‌شده بوده است و در فتنه هدایت و رهبری داشته اما بالاخره نظام ملاحظاتی داشت که کاری را که در قبال بقیه انجام داد درباره او اجرا نکرد.

کشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که این همراهی خائنانه بود.»

وی همچنین اظهار داشت: «پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکند و بنده نمی‌دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله رای برای چه بود.»

البته رمضان زاده سخنگوی دولت آقای خاتمی نیز در باره ادعای تقلب نیز گفت: «من همیشه گفته‌ام و دوستان هم حزبی بنده هم می‌دانند که تقلب در ایران امکان ندارد.»

همچنین  محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی و رئیس هیأت اجرایی حزب منحله مشارکت نیز چنین می‌گوید: «به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که در این انتخابات تقلب شده است حتی اگر فرض را هم بر تقلب بدانیم یک میلیون، دو میلیون.»

البته خاتمی بلافاصله در واکنش به سخنان ابطحی با نمایشی خواندن دادگاه متهمان اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان کرد اما تاکنون هیچ خبری مبنی بر تکذیب اعترافات متهمان بازداشت شده در جریان فتنه از جمله «حجاریان،ابطحی، نبوی» منتشر نشده است.

کیان تاج‌بخش نماینده سابق بنیاد سوروس در ایران نیز در قسمتی از اظهاراتش در دادگاه در جمع خبرنگاران گفت: «اگر یکی از اولین نمونه‌های براندازی را ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از 1376 بدانیم، می‌توان نهایت آن را ملاقات مستقیم خاتمی با سوروس در نیویورک در سال 85 دانست که این یک ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است.»

عاشورا و فتنه

 اما شاه بیت حمایت خاتمی از جریان فتنه، در روز عاشورا بود، عاشورای 88 در حالی در تاریخ به ثبت رسید که ماهیت ضددینی و ضد مذهبی فتنه 88 در کف خیابان‌های تهران نقش بسته بود و فتنه‌گران حتی حرمت عاشورای اباعبدالله (ع) را نیز نگه نداشتند و بعد از آن نیز سکوت «نهاد ملی اصلاحات» در برابر این شناعت فتنه‌گران در تاریخ به ثبت رسید؛ تا جایی که حسین مرعشی نیز اخیراً از ماهیت «غیر روحانی» خاتمی پرده برداشته و گفته است: «خاتمی روحانی نیست بلکه یک روشنفکر سیاسی است.»

این افراد در شب عاشورای حسینی نیز با حضور در حسینیه جماران و در مراسمی که اجرای آن به عهده «سهیل محمودی» بود و فائزه هاشمی نیز حضور داشت به سر دادن شعارهای انحرافی پرداخته و همزمان با حضور خاتمی در حسینیه سوت و کف زدند که به نوعی خاطره تلخ کارناوال عصر عاشورا در اذهان زنده شد. البته تفاوتی میان این شب و آن روز بود و آن این بود که خاتمی آن زمان و در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری دوره هفتم با مسببان حرمت‌شکنی عاشورا به صورت صریح و روشن مرزبندی و حساب خود را از آنان جدا کرد، اتفاقی که البته در سال 88 رخ نداد.

در فاصله مهرماه 88 تا نهم دی ماه 88 که اغتشاشات در کشور به طور پراکنده ادامه داشت؛ خاتمی ترجیح داد در این مدت و در پی اتفاقاتی همچون حرمت شکنی روز عاشورا، به آتش کشیدن مسجد لولاگر، شعار‌های ساختار شکنانه 13 آبان، اهانت به عکس امام خمینی(ره)، روزه خواری علنی در نمازجمعه روز قدس،‌ با سکوت خود حمایتش را از این اتفاقات اعلام کند.

*تاکید خاتمی بر حضور در راهپیمایی 22 بهمن 

خاتمی که به عقیده بسیاری از کارشناسان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری یکی از متهمان فتنه 88 است، با در پیش بودن راهپیمایی 22 بهمن گفته بود که «انشاءالله امسال هم ایرانیان با هر گرایش و موقعیتی سی‌ویکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی خواهند داشت» این اظهارات به نوعی تطهیر خود برای بازگشت به حاکمیت بود.

یکی از افرادی که به نقش ویژه خاتمی در فتنه 88 اشاره دارد، وزیر وقت اطلاعات بود که در گفت‌گوی تفصیلی خود با خبرگزاری فارس به تشریح موقعیت خاتمی پرداخت و گفت: «در بحث فتنه یک عده به‌صورت سنگین به دنبال این هستند که بگویند هیچ اتفاقی در کشور نیفتاده است و سال 88 یک دعوای جریانی و سیاسی بوده است و آن‌ها این کار را به این خاطر انجام می‌دهند که این موضوع به حیثیت آن‌ها باز می‌گردد. آقای خاتمی در فتنه نقش داشته و نقش او کاملاً حساب‌شده بوده است و در فتنه هدایت و رهبری داشته اما بالاخره نظام ملاحظاتی داشت که کاری را که در قبال بقیه انجام داد درباره او اجرا نکرد.»

رادیو فردا - وابسته به سازمان سیا -  هم نیز در این خصوص ضمن باز نشر بخش‌هایی از مواضع، اظهارات و‌ نامه‌های خاتمی در دوران فتنه، تلاش او برای بازگشت به حاکمیت را بی‌فایده دانسته و تاکید می‌کند: «نظام مواضع و رفتارهای پیشین خاتمی را فراموش نکرده و او نباید انتظار بازگشت به حاکمیت را داشته باشد و بهتر است درجای واقعی خود یعنی کنار جنبش سبز بماند.»

*خاتمی از راه رفته باز می‌گردد؟

اما اکنون و در حالی که 5 سال از فتنه 88 می‌گذرد، اصلاح‌طلبان بعد از یک جدایی عمیق به روایت خودشان قصد «بازگشت به حاکمیت» را دارند.

برخی از کارشناسان و فعالان سیاسی معتقدند با توجه به اینکه راهبرد و رویکردهای حاکمیت در قبال مساله  «فتنه» هیچ تغییری نکرده است، راه بازگشت خاتمی صرفاً «تغییر» خود اوست اما «نامه‌نگاری با رهبری»، «دعوت به حضور در راهپیمایی 22 بهمن» و «رای دادن در حوزه دماوند» در فصل تحریم اصلاح‌طلبان، هیچ‌یک تغییر محسوب نمی‌شود و در گام اول باید از نقاط «پرابهام»، رفع ابهام و شفاف‌سازی شود.

با اینکه بسیاری از اصلاح‌طلبان مواضع خود را به ‌گونه‌ای تعریف کردند که در درون نظام تعریف شوند و فاصله آنها با فتنه به خوبی مشخص باشد، اما هنوز چنین دقت و میزان‌سنجی از سوی خاتمی رئیس‌جمهور سابق صورت نگرفته است و تکلیف او با این «ظلم بزرگ» مشخص نیست.

*نوسازی اصلاح‌طلبی و تلاش برای بازگشت

شاید بتوان تجدیدنظر و نوسازی در احزاب و ساختار سیاسی اصلاح‌طلبان را مهم‌ترین کار ویژه اصلاح‌طلبان پس

از انتخابات ریاست‌جمهوری 92 دانست؛ در واقع یک بازسازی همه‌جانبه که ناظر به انتخابات مجلس دهم طراحی شده است.

از سوی دیگر نیز «استراتژی بازگشت به حاکمیت» چندی است که از سوی اصلاح‌طلبان آغاز شده است و آنها با آنچه به عنوان خاتمیسیم از آن یاد می‌کنند، تلاش دارند راهبردهای این استراتژی را طراحی کنند.

* استراتژی بازگشت بی‌سر‌و صدا

اما این رویکرد در حالی در دستور کار قرار گرفته است که به گفته برخی کارشناسان و براساس تحلیل تئوری‌های جین شارپ، یکی از ویژگی‌های بارز کودتاهای مخملی همین «عقب نشینی با حفظ تابلو» است. به این معنا که در صورت شکست پروژه براندازی، یکی از شخصیت‌های شناخته شده کودتا ماموریت حفظ حضور خود در عرصه سیاسی را به عهده می‌گیرد. اما در عین حال، «تابلو اصلی کودتا» را نیز بر دست دارد.

*خاتمی خط قرمز اصلاح‌طلبان

محمد قوچانی که در جدیدترین یادداشت خود به تبیین نقش و جایگاه سیدمحمد خاتمی در جریان اصلاحات و استراتژی بازگشت به نظام پرداخت می‌نویسد«امروزه دفاع از خاتمی ضرورت اصلاح‌طلبی است، در واقع اصولگرایان باید بدانند که خاتمی خط قرمز ماست و این نه شخص‌پرستی که نهادگرایی است؛ نهاد ملی اصلاحات.»

 تاکید اصلاح‌طلبان بر «بازگشت به حاکمیت» در حالی است که هنوز فصل جدایی آنها به اتمام نرسیده است و شاید به همین دلیل باشد که برخی کارشناسان سیاسی معتقدند بازگشت یک راه یک‌طرفه نیست و «اصول و چارچوب» تخریب شده از سوی برخی اصلاح‌طلبان با نوسازی‌هایی سیاسی همچون تشکل ندا یا نامه نگاری به رهبری و تحریک عواطف، بازسازی نخواهد شد چراکه خاتمی و هم رکابان وی باید در مرحله اول ضمن ابراز ندامت بابت ایجاد فتنه 88 نسبت خود را با «اصول انقلاب و اسلام» روشن کند

منبع : خبرگزاری فارس 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930703000864

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قسمت سوم ونقش خاتمی در فتنه 88

حمد علی ابطحی که در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مسئولیت های مهمی از قبیل رییس دفتری ریاست جمهوری،معاونت پا منبع : مدافع حریم ولایت( سید محمد خاتمی را بهتر وبیشتر بشناسیم )) رییس فتنه گران
برچسب ها : خاتمی ,انتخابات ,فتنه ,محمد ,مردم ,انقلاب ,محمد خاتمی ,ریاست جمهوری ,قانون اساسی ,حضور خاتمی ,بنیاد باران ,مجمع روحانیون مبارز ,مسئولیت ریاست جم

انحراف پشت نقاب اعتدال

:: انحراف پشت نقاب اعتدال
راز انذارهای صریح و تکان دهنده رهبری درباره اعتدال چیست؟

انحراف پشت نقاب اعتدال/ جلوگیری رهبر معظم انقلاب از تحریف مفاهیم اسلامی و اصول انقلاب به نام اعتدال

مقام معظم رهبری به عنوان مرجع دینی،ولی فقیه و حاکم جامعه بار ها و بار ها نسبت به این سیاست ها و اظهارات ناشی از «گفتمان اعتدال» هشدار هایی جدی‌ به عموم جامعه و مسوولین گوشزد کرده اند که مهمترین آنها خطر تحریف امام(ره) و اصول انقلاب اسلامی بوده است. طرح مسئله «مقابله با نفوذ» و «ایستادگی در برابر جریان غیر انقلابی درون نظام» توسط ایشان نیز، از جمله‌ی مسائلی است که در خصوص خطر استحاله سیرت انقلاب و تبدیل شدن جمهوری اسلامی به جمهوری اسلامی آمریکایی بیان شده است.

مصطفی عیوضی _ رجانیوز: اصول اسلامی انقلاب، با شروع کار دولت حسن روحانی، با چالش بازخوانی خود مواجه شده است. اصرار گفتمان دولت یازدهم بر دو قطبی سازی افکار عمومی ضمن  شعار های مختلف، با نگاه به اصلی ترین آنها یعنی «اعتدال» به خوبی روشن میشود.به صورت طبیعی تمامی دولت ها با روی کار آمدن گفتمان سیاسی خود را پیگیری میکنند؛ گفتمان سازندگی،اصلاحات، عدالت و اکنون «گفتمان اعتدال»؛ اما آن چه «گفتمان اعتدال» را برجسته تر میسازد عبارت است از "توجیه سیاست های مغایر با اصول انقلاب اسلامی بوسیله تحریف اصول"

تحریف اصولی چون استکباری ستیزی،مبارزه با دشمن و ظالم و انحراف بارز ادبیات سیاسی مسوولین این دولت با خط مشی امام راحل(ره) نشانه انحراف عمیق از گفتمان اسلام ناب حضرت امام(ره) و باور های دینی دارد. از این روست که مقام معظم رهبری به عنوان مرجع دینی،ولی فقیه و حاکم جامعه بار ها و بار ها نسبت به این سیاست ها و اظهارات ناشی از این گفتمان هشدار های جدی‌ای را به عموم جامعه و مسوولین گوشزد کرده اند که مهمترین آنها خطر تحریف امام(ره) و اصول انقلاب اسلامی بوده است. طرح مسئله «مقابله با نفوذ» و «ایستادگی در برابر جریان غیر انقلابی درون نظام» توسط ایشان نیز، از جمله‌ی مسائلی است که در خصوص خطر استحاله سیرت انقلاب بیان شده است. با مشاهده‌ی نه چندان عمیق نیز براحتی معلوم میشود که "ارائه نسخه های تقلبی از تعاریف اصول انقلاب اسلامی" بخش قابل توجهی از «گفتمان اعتدال» را به خود اختصاص داده است.

 

 

 

به گزارش رجانیوز رهبر انقلاب پنجم اسفند ماه 1394 دردیدار خود با مردم نجف آباد، ضمن قرائت صحیح از اصول دینی، اصلی ترین شعار دولت حسن روحانی یعنی اعتدال را، با صراحت به چالش میکشند. ایشان در این دیدار با نهیبی در خصوص فهم معارف اسلامی میگویند:«میانه‌رو حرف قشنگی است امّا اسلام این‌جوری حرف نمیزند؛ بفهمیم معارف اسلامی را. اسلام، طرف‌دار میانه و طرف‌دار "وسط" است: وَ کَذلِکَ جَعَلنٰکُم اُمَّةً وَسَطًا. امّا "وسط" در اسلام چیست؟ در مقابل تندرو است؟ نه، "وسط" در مقابل منحرف است.»

دشمن شناسی وارونه و رفتار غیرانقلابی در خصوص دوست و دشمن یکی دیگر از خصوصیات این گفتمان است. اعتدال با تندرو خواندن جریان دلسوز انقلابی و توهین های بی سابقه به منتقدان خود و ضمن آن با خوشبینی مفرط نسبت به استعمارگران برخلاف بینات امام خمینی(ره) و توصیات رهبرانقلاب عمل کرد. خط امام(ره) که رضایت دشمن را نشانه‌ی انحراف میداند، نادیده گرفته شد و دلسوزان،منتقدان و متخصصان نیز همنوا با دشمنان نظام و جنگ طلب نامیده شدند.

اما گفتمان انحرافی اکنون در پوشش بدلی خود با نام اعتدال، علاوه بر ارائه تعاریف شاذ از اصول امام(ره)، طرح انحرافی باور های دینی را از ابتدا به قوت پیگیری کرده است.در ادامه مواردی از سعی اعتدالیون در جهت توجیه رفتار های مغایر با اصول را ذکر خواهیم کرد که رهبریِ انقلاب، یعنی حضرت آیت الله خامنه ای، خود در قامت مرجعیت دینی درباره آنها لب به سخن گشوده اند و هرچه آشکارتر نسبت به انحراف در باور های اسلامی انقلاب روشنگری کردند.

 

1. روحانی: درس امام حسین(ع)،درس برادری و کربلا درس مذاکره بود/ تحریف تاریخ متقن صدر اسلام، تنها برای توجیه مذاکرات هسته ای دولت!

چهارشنبه 30 مهر 1393 در آستانه ماه محرم بود که حسن روحانی در سفر استانی خود در اجتماع مردم زنجان گفت:

درس و پیام امام حسین(ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد. روحانی افزود: در شب تاسوعا امام حسین(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.

روحانی در ادامه اظهار داشت:

این به معنای آن نیست که امام حسین(ع) از شهادت می‌ترسید، بلکه امام حسین(ع) از شهادت استقبال هم می‌کرد اما با این حرکت خود به ما یاد داد که حتی با دشمن خود باید به گونه‌ای رفتار کنیم که دنیا منطق ما را در صحنه مذاکره پیروز بداند.

 

 

 

با این حال سخنان روحانی با اظهارات افرادی نظیر شیخ محمود امجد (از روحانیون حامی فتنه88) ادامه پیدا کرد. امجد در آبان 1394 گفت:«عاشورا درس مدارا بود.» علاوه بر مسئله مذاکرات هسته ای،آنچه به روشنی قابل فهم بود، تلاش بی ثمر روحانی و جریان اعتدال با طرح این موضوع،در جهت خدشه به اصل «ممنوعیت مذاکره با آمریکا» بوده است.اما رهبر انقلاب در کمتر از یکسال بعد با صراحت پاسخ آن اظهارات را دادند. ایشان نیمه مهر ماه امسال و در دیدار فرماندهان نیروی دریایی سپاه پاسداران هدف طرح موضوع مذاکره از طرف جبهه استکبار را «نفوذ» دانستند. رهبر انقلاب عنوان کردند که ما با اصل مذاکره حتی با دشمن مخالف نیستیم اما برخلاف همه‌ی کشور های اروپایی و غیره، با مذاکره با آمریکا مخالفیم.حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند:

«وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟

 

تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟

 

امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. این که حالا به این معنا مذاکره نبود.»

 

2. تغییر ایدئولوژیک روحانی در خصوص صلح امام حسن(ع)

حسن روحانی تابستان امسال نیز در جمع استانداران خود در خصوص صلح امام حسن(ع) با معاویه اظهاراتی بر زبان آورد. وی گفت:

«عمل امام حسن (ع) به ما نشان می دهد که در مقاطعی از دنیای اسلام، وحدت و مدارا در برابر افکار دیگران تا چه حد اهمیت دارد... به اعتقاد من نرمش قهرمانانه، سخت‌تر از جهاد قهرمانانه است و امام حسن، سبط اکبر پیامبر این قهرمانی و شجاعت را برگزید و انتخاب کرد. ما باید راه امام حسن را ادامه بدهیم.»

 

 

 

 حسن روحانی همچنین در صفحه توییتر خود  نوشت: «امام حسن به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.»

این اظهارات در حالی بیان شده است که روحانی  سال 56 در مسجد حکیم اصفهان درباره صلح امام حسن طی یک سخنرانی‌ گفته بود:

«در مدائن، امام مجتبی (ع) مردم را در مسجد شهر جمع کرد و خیانتکارانی که حاضر به جنگ با معاویه نشدند را معرفی کرد سپس با مردم اتمام حجت کرد.»

 

 

3. از معرفی بین المللی اسلام رحمانی تا اقدام غیرانقلابی ظریف در دست دادن با اوباما

اگر چه طرح ناقص اسلام در قالب اسلام رحمانی از دوران اصلاحات شروع شد اما در این دولت یازدهم و توسط شخص حجت الاسلام روحانی نیز این مسئله بارها بازگو شد.روحانی امسال در همایش بین المللی وحدت اسلامی به تکرار دوباره این مفهوم پوچ آن هم برای شرکت کنندگان بین المللی این همایش اهتمام داشت. او کوشید تا اسلام رحمانی را سیره پیامبر اعظم معرفی کند:

« اگر ما امروز می‌خواهیم به ندای پیامبر اسلام(ص) پاسخ مثبت دهیم، همه باید در حد خودمان در این شرایط فریادمان فریاد وحدت و پایان خشونت و معرفی اسلام رحمانی و سیره پیامبر برای جهانیان باشد و درنهایت باید به یکدیگر نزدیک شده و برای آینده دنیای اسلامی که به نفع همه ملت‌های اسلامی باشد کار کنیم.»
 
اصرار بر طرح اسلام رحمانی آن هم در ابعاد بین المللی، آدرس غلطی است که توسط گفتمان اعتدال از حنجره‌ی جمهوری اسلامی به مسلمانان داده میشود. آدرس غلط هایی که بی پاسخ نمی ماند و واکنش رهبر انقلاب اسلامی را به دنبال دارد:
 
«گاهی یک شعارهایی داده میشود، شعارهای به‌ظاهر اسلامی که باطناً اسلامی نیست؛ از جمله‌ی چیزهایی که اخیراً خیلی رایج شده و انسان می‌شنود در نوشته‌ها و در گفته‌ها، «اسلام رحمانی» [است]؛ خب، کلمه‌ی قشنگی است، هم اسلامش قشنگ است، هم رحمانی‌اش قشنگ است؛ امّا یعنی چه؟ تعریف اسلام رحمانی چیست؟ اسلام رحمانی که گفته میشود، قضاوتش در مورد مؤمن، در مورد غیر مؤمن، در مورد کافر، در مورد دشمن، در مورد کافرِ غیر دشمن چیست؟ همین‌طور پرتاب کردن یک کلمه بدون عمق‌یابی، کاری است غلط و احیاناً گمراه‌کننده. بعضی‌ها که در حرفها و نوشتجات و اظهارات این تعبیر «اسلام رحمانی» را به کار میبرند، انسان مشاهده میکند و خوب احساس میکند که این اسلام رحمانی یک کلیدواژه‌ای است برای معارف نشئت‌گرفته‌ی از لیبرالیسم، یعنی آن چیزی که در غرب به آن لیبرالیسم گفته میشود.»
 
اشاره رهبر انقلاب درباره این موضوع مانند بحث "اعتدال و میانه روی" بود. ایشان ظاهر زیبا اما باطن فاسد آنها را صریحا به چالش میکشند و عمق شکاف بین این مفاهیم بدلی با معارف ناب انقلاب اسلامی را مشخص میکنند.
 
در آخرین سفر روحانی به ایالات متحده و سازمان ملل بود که که ظریف، وزیر امور خارجه در اقدامی ساختار شکنانه با رئیس جمهور آمریکا دست داد و خوش و بش کرد. بعد از آن حجت الاسلام نقویان در دفاع از این عمل غیرانقلابی مدعی شد که امام حسین(ع) در کربلا با عمر سعد دست داده است!
 
همچنین این اظهارات و اقدامات در حالی صورت میگیرد که جواد ظریف، وزیر امور خارجه در کتاب خود با نام «آقای سفیر» در ادعایی میگوید«:من تلاش میکنم هیچگاه از واژه دشمن استفاده نکنم!» و در جای دیگری از کتاب خود مینویسد:«ما اختلافات اساسی با امریکا دﺍﺭﯾﻢ، ﻫﻤﺎﻥ‌ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺍﺧﺘﻼ‌ﻓﺎﺕ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺷﻤﻨﯽ نیست!»
 
با این اوصاف و اوضاع، باید از آقای ظریف پرسید آیا تنها جریان نفاق بین مسلمین ضریه زننده است یا کافران حربی نیز دشمن و ضربه زننده به اسلام اند؟! 
 
 
4. تاریخ صدر اسلام زیر آتش تحریف

 توصیفات تاریخی اعتدالیون به اینجا ختم نمیشود. اظهارات روحانی در خصوص مدیر گزینی با ارائه آدرس غلط تاریخی اینبار با داستان انتصاب زیادبن ابیه در حکومت حضرت امیر(ع) کلید خورد روحانی در این باره گفت:

 
«امیرالمؤمنین مشاهده کردند که در فارس شلوغ است و کسی نمی‌تواند اداره کند و سیاستمدار پخته‌ای را و برخی مواقعی تا حدی قابل قبول بود زیادبن ابیه را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله‌بن زیاد بود، اما الان دولت یک همچنین فردی را قرار دهد، چه می‌شود؟... یعنی امیرالمؤمنین(ع) وقتی حاکمی را در یک منصب قرار دهد، فقط به نماز شب آن فرد یا اینکه اول وقت در مجلس حاضر می‌شود و یا اینکه زکات چگونه داده است، توجه می‌کرد؟ و فقط صداقت و ایمان بود؟ یا کارآمدی و کاربلدی فرد، توان اداره و مدیریت و فهم فرد را از جامعه نیز درنظر می‌گرفت؟»
 
این اظهار نظر اما با واکنش تاریخ دانان اسلام، سیاسیون و شخصیت های برجسته دینی همراه بود. دکتر رجبی دوانی در مصاحبه ای با رجانیوز با بیان اینکه زیادبن ابیه هیچ سابقه ی خیانتی نداشت،عنوان کرد:
 
اگر تنها معیار امیرالمؤمنین(ع) توان مدیریتی بود، معاویه را عزل نمیکردند. رجبی دوانی اضافه کرد: «زیادبن ابیه» در دوره حکومت حضرت امیر(ع) وفادار به ایشان و پایبند به دفاع از حاکمیت حق بوده و هیچ سابقه. این استاد دانشگاه افزود:« اگر تاریخ را مطابق خواسته های خود تفسیر کنیم گناه بزرگی مرتکب شده ایم.»

 

در ادامه واکنش ها به این تفاسیر عجیب و غریب حسن روحانی، عده ای این اظهارات را  قیاس مع الفارق و توهین به کارگزاران نظام دانستند.
 
در این میان اما پدر خوانده گفتمان اعتدال، هاشمی رفسنجانی، که ید طولایی در خاطره گویی پیرامون تاریخ انقلاب و سیره حضرت امام(ره) دارد، نیز در خصوص توجیه سیاست های این گفتمان از ارائه تفسیر درباره تاریخ اسلام دریغ نمیکند.
 
هاشمی در مورد تاریخ صدر اسلام و  «شعب ابیطالب(ع)» بدون عنوان واقعیت تاریخی آن، در حساب کاربری توئیتر مدعی آن شد که پیامبر(ص) زیر فشار تحریم ها از شعب ابیطالب خارج شد! حال آنکه پیامبر در شعب مقاومت کرده و این لطف خداوند در قبال مقاومت مسلمانان بود که موریانه را مامور نجات مسلمین قرار داد.
 
 
 
این اظهارات در حالی گفته شده است که رهبرانقلاب در سال 90 گفتند:
 
«بر خلاف تصور و تحلیل های جبهه استکبار، نظام جمهوری اسلامی امروز نه تنها در شرایط شعب ابی طالب نیست بلکه در شرایط بدر و خیبر قرار دارد و به لطف و فضل الهی حضور مردم در انتخابات آینده مجلس به عنوان یکی از مظاهر دخالت مردم در سرنوشت کشور، حضوری پرشور و دشمن شکن خواهد بود.»
 
این دست تفاسیر از اوضاع کشور، یعنی از یکطرفی سیاهنمایی و از طرف دیگر بزک آدرس غلط ها (همچون برجام) ، همان چیزی است که اگر اصول انقلاب نیز دربرابر آن قرار بگیرد،آن اصول تحریف میشوند تا تاوان سیاست های اعتدال را بدهند.
 
منبع : مدافع حریم ولایتانحراف پشت نقاب اعتدال
برچسب ها : امام ,اسلامی ,اسلام ,انقلاب ,مذاکره ,روحانی ,امام حسین ,اسلام رحمانی ,انقلاب اسلامی ,اصول انقلاب ,رهبر انقلاب ,اصول انقلاب اسلامی

هفت پروژ امرریکا برای نفوذ به ایران

:: هفت پروژ امرریکا برای نفوذ به ایران

گزارش می دهد (NIACشورای ملی ایرانیان

هفت پروژه آمریکا برای نفوذ به ایران/ از بازدید رؤسای دانشگاه‌های مهم آمریکا از تهران تا آلودگی هوای ایران!

تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۴

 

دولت‌های غربی نیاز به استراتژی‌ چندلایه، به خوبی زمان‌بندی‌شده و صبورانه‌ای علیه ایران دارند، هسته اصلی در یک رویکرد جدید علیه ایران، درگیر شدن با عموم مردم ایران و سهام‌دارانی است که به طور ویژه با سهام‌داران غربی رابطه دارند.

 

گروه سیاست جهان نیوز: شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) در گزارشی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، برای نزدیک شدن آمریکا و متحدانش به دولت روحانی و در عین حال برای به حاشیه راندن تفکر مقاومت در برابر آمریکا در ایران، هفت استراتژی را به ایالات متحده پیشنهاد می‌‌دهد. پیش‌تر مشرق ابعادی از این گزارش را بررسی کرده بود، اما باتوجه به شرایط جدیدی که در مذاکرات هسته‌ای و به تبع آن در رابطۀ ایران و آمریکا بوجود آمده، موجب شد که به این گزارش نگاه عمیق‌تری داشته باشیم و با تکمیل جزئیات و کسب اطلاعات دقیق‌تری به بازخوانی آن بپردازیم:

این مطالعه که ادعا می‌شود به وسیله مصاحبه با مقامات ارشد ایرانی، نخبگان و تجار و سهام‌داران تهیه شده، تحت عنوان «دست‌های دراز- مشت‌های باز: جهت‌دهی مجدد چشم‌انداز ایران فراتر از توافق هسته‌ای» نام‌گذاری شده و ادعا دارد که ایران به سمت آمریکا و همچنین ایالات متحده به سمت ایران دست یاری باز کرده‌‌اند. این شورا که متشکل از ایرانیان مقیم ایالات متحده است، برگزاری گردهمایی و نشست‌های متعدد با سیاست‌مداران در واشنگتن در مورد وضعیت و سیاست‌گذاری روابط ایران با آمریکا را در کارنامه خود دارد.

شورای ملی ایرانیان آمریکا معروف به نایاک

این گزارش در مقدمه خود آورده است: اوباما گفت که اگر ایران مشت‌هایش را باز کند، آمریکا دست دوستی‌اش را به سوی او دراز می‌کند. حدود ۵ سال بعد، انتخاب حسن روحانی به عنوان ریاست جمهوری ایران، این کشور فرآیندی عملی را به سمت دیدگاه اوباما شروع کرده است. برخلاف نظر عموم در واشنگتن، شواهد کمی مبنی بر این سخن که تحریم‌ها باعث باز شدن و انجام تغییرات عملی در ایران شده، وجود دارد. به علاوه، نتیجه‌ای غیر منتظره در انتخابات ریاست جمهوری ژوئن در ایران، در نتیجه به وجود آمدن همبستگی سیاسی بی‌سابقه پدید آمد و مردم ایران تصمیم گرفتند دیگر مانند انتخابات سال ۲۰۰۹ از تقلب سخنی نگویند.

این مطالعه ادامه می دهد: بعد از گذشت ۸ سال از روایت افراط‌گرا در ایران که مبتنی بر مواجهه و مقاومت بود، تیم روحانی اکنون، تهران را با روایتی متفاوت که با پندهای تعامل سازنده با دنیا همراه است رهبری می‌کند و این کار را با توافق موقت هسته‌ای محکم کرد. اما این آونگ به سادگی می‌تواند دوباره به جای قبلی بازگردد. افراط‌گراها در ایران منتظرند تا روحانی شکست خورده و بتوانند دوباره سیاست‌های ایران را به دست بگیرند. انتخاب‌هایی که غرب امروز انجام می‌دهد به تعریف جهت‌گیری حرکت داخلی و خارجی ایران کمک خواهد کرد. این مطالعه، مبتنی بر مصاحبه با مقامات ارشد ایرانی، نخبگان و تجار، ریشه‌ها و مفاهیم هر دوی این روایت‌ها در ایران را توضیح می‌دهد. توضیح می‌دهد که تغییر روایت در ایران چگونه رخ می‌‌دهد و همچنین اقدامات تحکیمی‌ که بتواند به تقویت روایت مثبت کمک کند را نشان می‌دهد.

 

«تریتا پارسی رئیس شورای ایرانیان مقیم آمریکا»


این مطالعه می‌افزاید: اقدامات تحکیمی جهت رد اساسی روایت افراط‌گری – مانند ایده‌ای که غرب ذاتا علیه پیشرفت علمی ایران هست - قویا «روایت مثبت» در ایران را تقویت خواهد کرد به شکلی که آسان کردن توافقی بزرگ‌تر با ایران و کمک به جلوگیری از قدرت یافتن مجدد سیاست‌های مقابله با غرب توسط تندروها را پشتیبانی خواهد کرد.

این گزارش هفت پروژه ویژه را پیشنهاد می‌دهد: از همکاری در انرژی پاک گرفته تا اوج شراکت علمی میان ایران و اروپا و آمریکا. این پروژه‌ها به صورت ویژه برای رد روایت افراط‌گراها در ایران طراحی شده‌اند.

این مطالعه در گام بعد اقدام به واکاوی دو روایت افراط گرا و مثبت می‌کند:

آشنایی با روایت افراط‌گرا در ایران:

این روایت به طرق زیر، به حفظ وحدت در ساختار تکه تکه قدرت در ایران خدمت می‌کند:

- نگاه داشتن تصویر وجود یک دشمن بی‌امان.

- توجیه نیاز به امنیت مبتنی بر ترس سیستم به عنوان وسیله‌ای برای مقابله با دشمن.

- بسیج عمومی برای پشتیبانی از حلقه اقلیت جامعه که در هنگام نیاز می‌تواند به صورت یک «پشتیبانی عمومی» در آید- مانند سالگردهای پیروزی انقلاب و انتخابات‌ها و وقایع مهم.




«بیژن خواجه پور، مولف این مطالعه و از بازداشت شدگان فتنه ۸۸»


آَشنایی با روایت مثبت در ایران:

- بعد انتخابات سال جاری در ایران و بیرون آمدن ریاست جمهوری حسن روحانی از صندوق‌های رای، حسن روحانی سوار بر روایت مثبت، گفت که این انتخاب به معنای «اراده مردم ایران است» که «از طریق کانال انتخابات ریاست جمهوری بیان شده است». این دیدگاه، دیدگاه افراط‌گرا در ایران را سرخورده می‌کند. در ایران مردم هیچ نقشی در تعیین سیاست‌های راهبردی کشور ندارند.آنچه که روایت جدید روحانی را به پیش می‌راند این است که کاندیدای افراط‌گراها در انتخابات سال جاری (سعید جلیلی) تنها حدود ۱۱ درصد از آرا را به خود اختصاص داد. تفاوت اساسی میان تندروها و روایت روحانی این است که روایت روحانی، ظرفیت مسائل داخلی، اجازه اظهار نظر، و ارزیابی سیاست‌های هسته‌ای و دیگر سیاست‌ها را مبتنی بر تحلیل‌های هزینه-فرصت منصفانه به وجود آورده است. شاید مهم‌ترین نکته ریاست جمهوری روحانی این باشد: برای مصلحت مردم ایران، مسئله هسته‌ای بیشتر یک وسیله است تا هدف، به این معنا که این وسیله‌ای برای دست یافتن به شناخته شدن و یکپارچه شدن در سیستم بین‌المللی به عنوان یک بازیگر هم‌سان است.

مطالعه شورای ایرانیان مقیم آمریکا ضمن ساده دانستن تغییر دادن رویکرد سیاسی در ایران می آورد: این امکان وجود دارد که بتوان با ایران به صورت کاملا محترمانه برخورد کرد- که البته مسیری دو طرفه است نه یک طرفه- و در کنار آن نگرانی‌های جهانی را نیز به پیش برد. با توجه تحلیل رفتارهای گذشته تندروها در ایران، آمادگی برای دریافت عکس‌العمل‌های منفی و دیدن توهم توطئه از سوی آنان را باید داشته باشیم. تا رسیدن به هدف، هر نوع درگیری و برخورد انتظارات، مسائل و نیروهای داخلی‌ را تولید خواهد کرد که باید محاسبه و پیش‌بینی شوند. بنابراین دولت‌های غربی نیاز به استراتژی‌ چندلایه، به خوبی زمان‌بندی‌شده و صبورانه‌ای علیه ایران دارند. هسته اصلی در یک رویکرد جدید علیه ایران، درگیر شدن با عموم مردم ایران و سهام‌دارانی است که به طور ویژه با سهام‌داران غربی رابطه دارند. در زیر تعدادی از مزایای ایده‌های طراحی شده را می‌بینید:

این ایده‌ها با حضور تحریم‌های فعلی قابل انجام است.

شامل سهام‌داران ایرانی‌ می‌شود که به صورت رسمی یا غیر رسمی به مراکز اصلی قدرت دسترسی دارند.

این ایده‌ها با عموم مردم ایران و نخبگان آن‌ها رابطه برقرار کرده و به آن‌ها خواهد قبولاند که دولت‌های غربی با پیشرفت‌های اقتصادی و تکنولوژیکی ایران مخالف نیستند.

این ایده‌ها مسائلی را نشان می‌دهند که برای سهام‌داران ایرانی بدون داشتن چالش مستقیم با مقامات حکومتی ایران مهم است.

و مهم‌ترین آن که، این پروژه، توافق جامع هسته‌ای با تضعیف تندروها و تقویت روایت مثبت در ایران را تسهیل می‌کند.

 


این گزارش یکی از تفاوت‌های عمده روایت تندروها در ایران با روایت روحانی را در مواردی می‌بیند که دولت روحانی ظرفیت ملموس کردن موضوعات مختلف و تعصب‌زدایی از آن به همراه سیاست ارزیابی منصفانه هزینه و فایده آن‌ها - مسأله هسته‌ای و موارد دیگر - را داراست. شاید رفتار روحانی و سیاست دولت روحانی بیانگر نکته‌ای مهم‌تر است: مسأله هسته‌ای برای منافع ملی ایران، بیش از اینکه خود یک هدف نهایی باشد، یک وسیله برای رسیدن به هدف اصلی‌ است؛ شناسایی ایران به عنوان یک بازیگر متوازن در نظام بین‌الملل به همراه تعامل دوباره با آن.

روحانی و ظریف توانستند با استفاده از فرصت بوجود آمده پس از انتخابات، روایت قابل توجهی در مقابله با روایت تندروها ایجاد کنند. ظریف با ابتکار نسبتا موفقیت‌آمیز دیپلماتیک خود توانست نتیجه تحریم‌های غرب برضد ایران را سناریویی باخت- باخت تعریف و در مقابل آن سناریوی برد-برد را معرفی کند.

در این شرایط، غرب نیز این فرصت را درک کرده و برنامه‌هایی برای تقویت روایت تازه‌ای که در ایران شکل‌گرفته است، دارد. در این گزارش، یکی از این برنامه‌ها برای کمک به دولت روحانی اینگونه ذکر شده است:

- شناسایی ایران به عنوان یک بازیگر مهم و دارای نقش مؤثر در منطقه و همچنین شناسایی ایران به عنوان یکی از تأمین‌کنندگان انرژی جهان و تأکید بر این واقعیت که فرهنگ و تمدن ایران ابعادی بین‌المللی داشته و از این رو، مسؤلیتی بین‌المللی نیز متوجه این کشور است.

مطالعه انجام شده در هفت پروژه پیشنهادی، توضیح می‌دهد که چگونه می‌توان ذهن و قلب عموم مردم ایران و همچنین نخبگان آن را به تسخیر ایالات متحده در آورد:

۱. نشست‌های علمی میان ایران و اروپا- آمریکا (دیپلماسی علمی): آمریکا و اروپا می‌توانند دانشمندان خود را به داشتن نشست‌هایی با دانشمندان ایران ترغیب کنند البته به صورتی که باعث تقابل علمی و رقابتی نشود؛ و باید که به افتخار دانشمندان باستان ایران مثل عمر خیام و بو علی سینا برگزار شوند تا میزان بروز شک در تهران را حداقل کند. از سویی دیگر، برای اطمینان از اینکه این نشست‌ها تاثیر مطلوبی بر روند ماموریت خواهد گذاشت، آمریکا ومتحدانش می‌توانند از شخصیت‌های برجسته آمریکایی و ایرانی-آمریکایی مانند بیل گیتس، پیر امیدیار و امید کردستانی استفاده کنند. نشست‌های علم اعصاب به شدت پیشنهاد می‌شود زیرا ایران از پیشرفته‌ترین‌ها در جهان است. با استفاده از تشجیع و کمک به تسهیل همکاری‌های علمی، آمریکا و غرب پیامی واضح را به طیف سیاسی ایران خواهند فرستاد که لبه برنده همکاری‌های علمی برای نزدیک شدن به یکدیگر بسیار مناسب است. این سبک از علم-دیپلماسی که ایران را شریک می‌بیند نه مشتری، به نخبگان علمی وزنی می‌دهد که باعث قدرتمند شدنشان در مقابل تندروها خواهد شد. اگر میراث علمی ایران را بفهمیم و به آن احترام بگذاریم، ضرورتا و قطعا باعث کاهش تقابل افراط‌گراها با اعتدالیون در ایران خواهد شد. در این زمینه تلاش‌هایی هم صورت گرفته است اما ورود مستقیم آمریکا و اروپا به این حوزه، برای تقویت این تلاش‌ها بسیار مؤثر خواهد بود.

از جمله موارد این ورود مستقیم آمریکا و اروپا به نشست‌های علمی را می‌توان سفر هیأت‌های دانشگاهی از آمریکا و آلمان به ایران را نام برد که البته برخی از اعضای آن با اهدافی غیر دانشگاهی نیز در غالب این پروژه در کشور حضور یافتند.

این گزارش تصریح می‌کند که با تشویق و تقویت همکاری‌ها میان جوامع دانشگاهی ایران و آمریکا و اروپا، ایالات متحده و دولت‌های اروپایی پیامی روشن به ایرانی‌ها خواهد بود که همکاری در موضوعات علمی غیرحساس ممکن و برای همگان مفید است. این دیپلماسی علمی موجب تقویت نخبگان علمی خواهد شد؛ نخبگانی که همواره در مقابل تندروها قرار گرفته‌اند.

۲. انرژی پاک: از آنجا که ایران به شدت به انرژی نیازمند خواهد بود، آمریکا و اروپا می‌توانند هیأت‌های نمایندگی خود را برای همکاری در مورد انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر مثل خورشیدی و باد به ایران بفرستند. با این کار به مردم و نخبگان ایران فهمانده می‌شود که غرب با نگرانی‌هایش به دنبال محروم کردن ایران از انرژی نیست.

یکی از توجیهات مقامات ایران برای برنامه هسته‌ای خود مطرح می‌کنند، نیازهای داخلی این کشور به انرژی است. بدین منظور، آمریکا و اروپا می‌توانند با همکاری هم هیأت‌هایی متشکل از نمایندگان انرژی پاک را به تهران ارسال کنند تا در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر با ایران همکاری کنند.

پیام‌های اصلی این همکاری‌ها عبارتند از:

غرب اساسا مخالف با ارسال تکنولوژی انرژی به ایران نیست.

نیاز به انرژی ایران می‌تواند از طریق انرژی پاک تامین شود.

ایران ظرفیت دارد تا مرکزی برای توسعه تکنولوژی انرژی‌های تجدیدپذیر برای کل منطقه‌اش است.

۳. فرستادن رئیس کمیته علمی کنگره آمریکا به تهران: باید یک ارتباط قانونی اعتمادساز البته به صورت کم‌تکرار و به ندرت میان کنگره آمریکا و مجلس ایران برقرار کرد. این ارتباط باید توسط نمایندگان شجاعی صورت گیرد که می‌خواهند به سمت حفظ احترام حکومت ایران حرکت کنند. آمریکا می‌تواند برای برقراری رابطه علمی، مستقیما با آیت‌الله خامنه‌ای و حسن روحانی ارتباط برقرار کند.

رئیس کمیته علم کنگره باید با محمد مهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش، تحقیق و تکنولوژی مجلس ایران ارتباط برقرار کند. جذب پشتیبانی این شخص و رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس ایران آقای علاءالدین بروجردی نیز شدنی است. به این صورت این پیام به تهران ارسال می‌شود: سرسخت‌‌ترین ارگان سیاسی آمریکا با بیشترین سابقه مواضع و سیاست‌های ضد ایرانی، می‌تواند همکاری عملی در حوزه‌های غیرحساس داشته باشد.

۴. بازدید رؤسای دانشگاه‌های مهم آمریکا از تهران: رؤسای دانشگاه‌ها نیز می‌توانند حال و هوای احترام را نیز به ایران تلقین کنند و ارتباط دانشگاه‌های ایران با جهان را زیاد کنند. کاخ سفید باید به عنوان گام نخست، روسای دانشگاه‌های مهم آمریکا را برای همکاری‌های آکادمیک به ملاقات هم‌تایان آن‌ها در ایران بفرستد. ایالات متحده باید به امور پذیرش دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های آمریکا اهتمام بورزد. اکنون برخی از روسای دانشگاه‌های ایران طرفدار روایت مثبت جاری در ایران هستند و باید از آن‌ها برای برقراری روابط این‌چنینی استفاده کرد.

 

سفر یک هیأت دانشگاهی از آمریکا به ایران که در سکوت خبری انجام شد


این ابتکار با سفر چند ماه قبل یک تیم دانشگاهی از دانشگاه "بال" آمریکا و چند دانشگاه آمریکایی دیگر محک زده شد و ضمن سفر به ایران، با اعضای هیأت علمی سیزده دانشگاه و موسسه تحقیقاتی در تهران، شیراز و اصفهان دیدار و تبادل نظر کردند. گرچه این دیدار در سکوت خبری صورت گرفت اما بازخوردهای مثبتی از داخل ایران - دست کم برای اولین‌بار در نوع خود - به طرف آمریکایی ارسال نکرد.

۵. برنامه‌های بورس کردن دانشجویان ایرانی: مقامات دولت اوباما و کنگره باید مراحل بورس شدن و رفت و آمد دانشجویان ایرانی میان ایران و آمریکا را تسهیل کنند. ایالات متحده باید گروه‌هایی را جهت برقراری رابطه اداری میان تهران و واشنگتن برای انجام این امور تعیین کند. این امر، سه نتیجه استراتژیک برای آمریکا خواهد داشت: روایت مثبت روحانی را از طریق احترام و منافع متقابل تقویت می‌کند. این امر نشان می‌دهد که ایالات متحده به دنبال سرمایه‌گذاری روی آینده ایران و سرمایه‌های اجتماعی و انسانی این کشور است و این امر نهایتا فاصله پیش آمده میان ایران و آمریکا را کاهش می‌دهد.

افزایش پذیرش دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های اروپایی در دو سال اخیر و تسهیل اعطای بورسیه‌های تحصیلی از جمله تغییراتی بوده است که در این زمینه ایجاد شده است. نایاک نیز در زمینه معرفی بورس‌ها و تسهیل پذیرش دانشجویان ایرانی (ایرانی-آمریکایی) در دانشگا‌ه‌ها و مؤسسات آمریکایی برنامه‌هایی را طراحی و اجرا کرده است.

۶. طرح‌های زیست‌محیطی در دریاچه ارومیه: آمریکا و اروپا برای تقویت روایت مثبت در ایران باید توسط برگزاری سیمنارهای بین‌المللی به دوباره زنده کردن دریاچه ارومیه که در حال خشک شدن است، کمک کنند. در کنار این کار باید با سازمان حفاظت از محیط زیست ایران ارتباط برقرار شود. پیام اصلی این کار غرب این است که به ایران نشان می‌دهد نگران آروزهای زیست‌محیطی ایران و به دنبال همکاری در این زمینه است. ضمنا این کار باعث تبادل تجربیات در این زمینه و گسترش آن به نواحی دیگر زیست محیطی نیز می‌شود.

 


در همین راستا، هیأت‌های مختلفی برای حل بحران‌های زیست محیطی کشور از جمله دریاچه ارومیه به کشور آمدند و همچنین همایش‌های بین‌المللی برای بررسی راه‌های نجات این دریاچه در کشور برگزار شد که شرکت‌کنندگانی از کشورهای اروپایی نیز در آن حضور داشتند.

از جمله تلاش‌های مورد اشاره در این گزارش را هم می‌توان دیدارهای متعدد رئیس سازمان محیط زیست ایران با مقامات کشورهای مختلف دانست که در نوع خود بی‌سابقه بوده است. دیدار با وزیر خارجه فرانسه و هیأت پارلمانی فرانسه از جمله این دیدارها بود.

۷. آلودگی هوا در ایران: ایالات متحده و اروپا می‌توانند به ایران در کنترل آلودگی هوای ناشی از اتومبیل‌ها و کارخانجات در شهرهای بزرگ و ازبین بردن ذرات معلق هوا در شهرهایی چون اهواز کمک کنند. یک دیپلمات که از نزدیکان روحانی است می‌گوید اگر غرب بتواند این معضل را حل کند گامی بلند در جهت منزوی کردن تندروها در ایران برداشته است. ایالات متحده و متحدانش باید برای این موضوع هم به دنبال برقراری رابطه عملی با دانشمندان این کشور باشند.

این گزارش با ارائه آماری از میزان آلودگی هوا در ایران - به عنوان مثال این مسأله که در دو سال پیش از انتشار این گزارش تهران تنها ۲۵۰ روز با هوای سالم را تجربه کرده است - اشاره می‌کند که هرساله بیش از چهار هزار مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا در ایران رخ می‌دهد. همچنین بنابر ادعای مطرح شده در این تحقیق، در میان ۱۰ شهر آلوده جهان، نام چهار شهر ایران از جمله اهواز نیز به چشم می‌خورد که به عنوان آلوده‌ترین شهر جهان معرفی می‌شود.

 


در ادامه، سوء مدیریت دولتی در این زمینه عامل اصلی افزایش آلودگی نام برده شده است، در حالی که به عنوان مثال در مورد اهواز، عواملی چون خشکسالی و توافق اجرای طرح‌های تثبیت خاک و شن‌های روان در کشور عراق بدلیل جنگ و حضور داعش در این کشور، نادیده گرفته شده است.

در این مطالعه ادعایی، همراه با پروپاگاندای برخی رسانه‌های داخلی که بنزین تولید داخل را بی‌کیفیت و عامل اصلی آلودگی می‌دانستند، دولت احمدی‌نژاد و بنزین‌های پتروشیمی که در زمان تحریم صادرات بنزین به ایران نیاز مردم را تأمین می‌کرد، مقصر این شرایط معرفی شدند. در همین شرایط، تلاش برای ورود به بازار انرژی ایران - بطور وابسته‌سازی ایران به بنزین وارداتی - و ایجاد باندهای شبه مافیایی برای واردات بنزین در داخل کشور، از جمله راه‌‌کارهای نفوذ معرفی شده است؛ واضح اینکه، این طرح با ورود بستگان یکی از مقامات دخیل در محیط زیست کشور به واردات آنچه که "بنزین پاک" معرفی شده است، در حال اجرا به نظر می‌رسد.

جمع‌بندی

در پایان این مطالعه، نگارندگان گزارش متذکر شده‌اند که هریک از این راه‌کارها و ابتکارات اعتمادسازی میان ایران و آمریکا، در داخل ایران با چالش‌هایی مواجه خواهد شد. به منظور کاستن از این چالش‌ها پیشنهاداتی هم ارائه شده است:

نقاط قوت

- حوزه علم و فناوری از جمله زمینه‌هایی است که مورد اقبال گروه‌های سیاسی نیز قرار دارند و راه‌کارهای علمی و فناورانه کمتر مورد اعتراض قرار خواهند گرفت.

- بسیاری از حوزه‌های فناوری که برای همکاری ذکر شد، در ایران نیز پیشرفت قابل توجهی داشته است، لذا در این موارد تبادل یک طرفه نخواهد بود.

- در این حوزه - علم و فناوری - طیف وسیعی از ایرانیان آمریکایی و سازمان‌های غیردولتی نیز فعال هستند و می‌توانند در تسریع و اجرای این پروسه یاری کنند.

نقاط ضعف

- راه‌کارها و ابتکاراتی که از سوی آمریکا و اروپا ارائه می‌شود، در داخل ایران با شک و تردیدهایی از سوی برخی گروه‌ها در داخل مواجه خواهد شد.

- تحریم‌های موجود برضد ایران بسیاری از اشخاص -حقیقی و حقوقی- آمریکایی را از پیگیری و اجرای این ابتکارات بازمی‌دارد.

- ذهنیت آمیخته با توطئه ایرانیان نسبت به آمریکا می‌تواند این راه‌کارهای آمریکا را به عنوان طرح‌هایی برای جاسوسی از دستاوردهای علمی ایران یا نفوذ به جامعه این کشور تلقی کند.

فرصت‌ها

- از این فرصت‌ها می‌توان برای تقویت دیپلماسی عمومی برای شناسایی پیشرفت‌های فناورانه ایران بهره برد و همزمان این پیام را منتقل کرد که آمریکا و اروپا مخالف این دست از پیشرفت‌های ایران نیستند.

- شناسایی افرادی در داخل ایران جهت همکاری (از شخصیت‌های سیاسی و سازمان‌های غیردولتی، دانشگاه‌ها، مراکز بهداشتی و ...) برای بهبود چشم‌انداز و شانس موفقیت این راه‌کارها.

- درگیرسازی جامعه ایران در مواردی که بیش از ۳۴ سال از آن‌ها به دور بوده‌اند.

تهدیدات

- عکس‌العمل شدید نیروهای تندرو در واشنگتن و تهران و همچنین در منطقه

- تنش‌های درون‌فرهنگی در رابطه با اجرای پروژه‌ها

پیشنهادات برای حرکت رو به جلو

- این راه‌کارها باید همراه با شرکای توانمندی در داخل ایران پیش برده شود و این سازمان‌ها به عنوان نماینده مشترک میان ایران، آمریکا و اروپا عمل خواهند کرد.

- در برخی راه‌کارها می‌توان بازیگران منطقه‌ای را نیز دخیل کرد.

- در اظهارنظرها و روابط عمومی حول هریک از راه‌کارها باید بسیار احتیاط کرد تا از هرگونه اظهاراتی که از سوی طرف ایرانی ممکن است تحقیرآمیز یا اهانت آمیز تلقی شود، پرهیز کرد.

- در برخی موارد مانند جوامع بازرگانی یا پزشکی، تنها ایجاد حسن‌نیت برای شکستن فضای ضدغربی و مقابله با روایت تندروها کافی است.

به گزارش مشرق، ایرانی بودن مولفین این گزارش و شناختی که از فضای فرهنگی و روانی ایران دارند، باعث می شود که احتمالا دولت ایالات متحده از تفکرات این افراد علیه مردم ایران استفاده کند. اهمیت این گزارش از آن جهت می تواند باشد که احتمالا بتوان رفتارهای ایالات متحده و غرب را طی سال‌های آینده در چارچوب این استراتژی‌ها شناسایی کرده و دستگاه‌های ذیربط بتوانند نسبت به موضع‌گیری‌های صحیح و به موقع اقدام نمایند.

منبع : مدافع حریم ولایتهفت پروژ امرریکا برای نفوذ به ایران
برچسب ها : آمریکا ,روایت ,روحانی ,علمی ,گزارش ,کشور ,ایالات متحده ,مردم ایران ,روایت مثبت ,ریاست جمهوری ,میان ایران ,پذیرش دانشجویان ایرانی ,ورود مستقیم آم

شعری از زنده یاد فریدون مشیری

:: شعری از زنده یاد فریدون مشیری

شعری از زنده یاد فریدون مشیری

از همان روزی که دست حضرت «قابیل»

گشت آلوده به خون حضرت  «هابیل»

از همان روزی که فرزندان  «آدم»

صدر پیغام‌آورانِ حضرتِ باریتعالی

زهر تلخ دشمنی در خون‌شان جوشید

آدمیت مرده بود

گرچه آدم زنده بود.

 

از همان روزی که «یوسف» را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون «دیوار چین» را ساختند

آدمیت مرده بود.

 

بعد دنیا هی پُر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت.

 

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی‌ها تهی است

صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ... ابلهی است

صحبت از «موسی» و «عیسی» و «محمد» نابجاست

قرن «موسی چمبه» هاست

 

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام، زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای، جنگل را بیابان می‌کنند

دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نُخست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

گفت وگو از مرگ انسانیت است.

 

منبع : مدافع حریم ولایتشعری از زنده یاد فریدون مشیری
برچسب ها : صحبت ,روزی ,پژمردن ,می‌کنند ,آدمیت ,زنده ,همان روزی ,آدمیت مرده ,فریدون مشیری